پرهيزكارى ، و بودند سزاوارتر بدان و اهل آن . و بودست ( 1 ) خداى به همه چيز دانا .
راست گفت خداى با رسولش در آن خواب براستى كه در شوى در مسجد ( 2 ) مكه اگر خواهد خداى آمن ( 3 ) تراشيده ( 4 ) سرهايتان و تقصير كننده ( 5 ) ، نترسى .
دانست آنچه شما ندانستى كرد از پيش آن ( 6 ) فتحى نزديك .
او آن است كه بفرستاد پيغامبرش به مسلمانى و دين حق تا پيدا كند تو را ( 7 ) بر همه دينها ، و بس ( 8 ) است خداى گواه .
[ 300 - پ ] ، محمد رسول خداى است و آنان كه با اواند سختاناند بر كافران . رحيماناند در ميان ايشان ، بينى ايشان را ركوع كننده سجده كننده ، مىجويند فضلى از خداى و خشنوديى ، سيما و علامت ايشان ( 9 ) در رويهاى ايشان است از اثر سجده ، اين مثل ايشان است در توريت و مثل ايشان در انجيل ، چون كشتى كه بيرون آرد شاخش قوى كند آن را ستبر شود راست بايستد بر ساقهاش ( 10 ) بعجب آرد ( 11 ) برزگران را بخشم آرد به ايشان كافران را ، وعده داد خداى آنان را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك كردند از ايشان آمرزشى و مزدى بزرگ .
هامش
( 1 ) . ما : هست .
( 2 ) . ما : مزگت .
( 3 ) . ما ، لا : ايمنان .
( 4 ) . ما : بسترندگان .
( 5 ) . ما : گواه كنندگان .
( 6 ) . ما : از بيرون آن .
( 7 ) . ما : آن را .
( 8 ) . ما : بسنده .
( 9 ) . ما : نشان ايشان .
( 10 ) . ما : بر پاى خويش .
( 11 ) . ما : شگفتيد .