تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
پرهيزكارى ، و بودند سزاوارتر بدان و اهل آن . و بودست ( 1 ) خداى به همه چيز دانا . راست گفت خداى با رسولش در آن خواب براستى كه در شوى در مسجد ( 2 ) مكه اگر خواهد خداى آمن ( 3 ) تراشيده ( 4 ) سرهايتان و تقصير كننده ( 5 ) ، نترسى . دانست آنچه شما ندانستى كرد از پيش آن ( 6 ) فتحى نزديك . او آن است كه بفرستاد پيغامبرش به مسلمانى و دين حق تا پيدا كند تو را ( 7 ) بر همه دينها ، و بس ( 8 ) است خداى گواه . [ 300 - پ ] ، محمد رسول خداى است و آنان كه با اواند سختاناند بر كافران . رحيماناند در ميان ايشان ، بينى ايشان را ركوع كننده سجده كننده ، مىجويند فضلى از خداى و خشنوديى ، سيما و علامت ايشان ( 9 ) در رويهاى ايشان است از اثر سجده ، اين مثل ايشان است در توريت و مثل ايشان در انجيل ، چون كشتى كه بيرون آرد شاخش قوى كند آن را ستبر شود راست بايستد بر ساقهاش ( 10 ) بعجب آرد ( 11 ) برزگران را بخشم آرد به ايشان كافران را ، وعده داد خداى آنان را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك كردند از ايشان آمرزشى و مزدى بزرگ .
هامش
( 1 ) . ما : هست . ( 2 ) . ما : مزگت . ( 3 ) . ما ، لا : ايمنان . ( 4 ) . ما : بسترندگان . ( 5 ) . ما : گواه كنندگان . ( 6 ) . ما : از بيرون آن . ( 7 ) . ما : آن را . ( 8 ) . ما : بسنده . ( 9 ) . ما : نشان ايشان . ( 10 ) . ما : بر پاى خويش . ( 11 ) . ما : شگفتيد .