آن كه ظفر داد شما را بر ايشان . * ( وَكانَ اللَّه بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً ) * ، ابو عمرو به « يا » خواند على المغايبه ، و ديگر قرا به « تا » ى خطاب ، و خداى به آنچه شما مىكنى بيناست .
خلاف كردند در او : انس گفت هشتاد مرد بود [ ند ] ( 1 ) از اهل مكه كه از كوه فرود آمدند ، كوه تنعيم ( 2 ) به قصد رسول و صحابهء او . رسول بفرمود تا همه را بگرفتند ، آنگه آزاد كرد ايشان را . خداى تعالى اين آيت فرستاد . عبد اللَّه عباس گفت : چهل مرد بودند يا پنجاه ، كه قريش ايشان را بفرستادند تا باشد كه فرصتى يابند بر رسول . رسول خبر يافت از ايشان ، ايشان را بگرفت آنگه منت نهاد بر ايشان و آزاد كردشان .
عبد اللَّه معقل ( 3 ) گفت : ما با پيغامبر بوديم در عام الحديبيه و رسول - عليه السلام - در زير درخت نشسته بود و شاخى از شاخهاى درخت بر پشت رسول افتاده بود ( 4 ) و من آن شاخ بدست گرفته بودم و امير المؤمنين على - عليه السلام - در پيش او نشسته بود و صلح نامه مىنوشت . سى مرد بر آمدند [ 301 - پ ] با سلاح و خاك در روى ما پاشيدن گرفتند ( 5 ) . رسول - عليه السلام - بر ايشان دعا كرد ، همه كور شدند . ما ايشان را بگرفتيم ، رسول - عليه السلام - گفت : رها كنى ايشان را . رها كرديم خداى تعالى اين آيت فرستاد .
مجاهد گفت : رسول - عليه السلام - روى به مكه نهاد براى عمره ، صحابهء او جماعتى را بگرفتند از اهل حرم ، رسول ايشان را رها كرد . قتاده گفت : مردى از اصحاب رسول عام الحديبيه ( 6 ) بر سر ثنيه ( 7 ) آمد مشركان تيرى بينداختند و او را بكشتند ، رسول - عليه السلام - جماعتى را بفرستاد ، دوازده كس را از مشركان بگرفتند . رسول - عليه السلام - ايشان را دست باز گرفت ( 8 ) .
* ( هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * - الآيه . راويان اخبار گفتند :
رسول - عليه السلام - عام الحديبيه روى به مكه نهاد براى عمره و هفتصد مرد بودند هفتاد شتر براندند ( 9 ) ، هر يك اشتر ( 10 ) از ده مرد تا به ذو الحليفه رسيدند احرام گرفتند و
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 2 ) . آج : شعيم ، لا : نعيم .
( 3 ) . آج ، ما ، لا ، آد : مغفل .
( 4 ) . ما : به پشت رسول مىآمد .
( 5 ) . ما : پاشيدند گرفتند .
( 6 ) . گا ، آد : روز حديبيه .
( 7 ) . گا ، لا : پشته ، آد ، در حاشيه افزوده : ثنيه .
( 8 ) . آج : جماعتى ديگر را بفرستاد تا دست از ايشان باز - گرفتند ، گا ، آد : رها كرد .
( 9 ) . آج ، ما ، افزوده : اعنى براى هدى .
( 10 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : شتر .