تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
برنشست و در مكه رفتند و اين براى آن كرد تا بدانند كه عثمان در حمايت اوست . عثمان پيغام رسول بگزارد ، ايشان گفتند : شنيديم محمد را [ 294 - پ ] اينجا كار ( 1 ) نيست و ما رها نكنيم تا او اينجا آيد اما اگر تو خواهى تا طواف خانه كنى برو و طواف بكن . گفت : من پيش از رسول طواف نكنم . چون خواست تا بازگردد ، رهايش ( 2 ) نكردند و باز گرفتند او را . چون عثمان دير مىآمد رسول - عليه السلام - گمان برد كه عثمان را بكشته‌اند صحابه را جمع كرد در زير آن درخت و بيعت تازه كرد و اين را بيعة الرضوان گويند و بيعة الشجرة گويند . مردم مىگفتند اين بيعت مرگ است . بكير بن الاشج ( 3 ) گفت : بيعت بر مرگ كنى ؟ رسول - عليه السلام - گفت : نه ، بيعت بر آن كنى كه توانى . عبد اللَّه بن معقل گفت : من بر بالا سر رسول استاده بودم ( 4 ) و شاخى از آن درخت در دست گرفته و رسول را باد مىزدم و رسول بيعت مىگرفت از مردم و مىگفت : بيعت بر آن مىكنم كه نگريزى ( 5 ) . جابر بن عبد اللَّه انصارى مىگفت : جمله حاضران بيعت بكردند الا جد ( 6 ) بن قيس كه او منافق بود ، خود را در پس شتر پنهان كرد و بيعت نكرد . اول كس كه بيعت كرد مردى بود اسدى ، نام او ابو سنا [ ن ] ( 7 ) بن وهب . آنگه گفت : خبر برسيد كه عثمان را نكشته‌اند . و در عدد ايشان خلاف كردند : عبد اللَّه ابى اوفى گفت : هزار و ششصد ( 8 ) مرد بودند ، قتاده گفت : هزار و پانصد مرد بودند ، عبد اللَّه عباس گفت : هزار و پانصد و بيست و پنج مرد بودند ، ديگران گفتند : هزار و چهارصد مرد بودند . جابر بن عبد اللَّه روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : به دوزخ نرود از آنان كه در زير درخت بيعت كردند . * ( فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ ) * ، خداى تعالى دانست آنچه در دلهاى ايشان بود از صدق و وفا . * ( فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ ) * ، سكينت و طمأنينه به ايشان فرود آورد . * ( وَأَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً ) * ، و ايشان را پاداشت ( 9 ) كرد فتحى نزديك ، يعنى فتح خيبر .
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : كارى . ( 2 ) . آج ، ما ، لا : رهاش . ( 3 ) . ما : بكر بن الاشجع ، لا : بكير بن الاشجع . ( 4 ) . آج ، لا ، آد : ايستاده . ( 5 ) . آج ، لا ، نگريزيد ، گا ، آد : نگريزيم . ( 6 ) . گا ، آد : جند . ( 7 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد . ( 8 ) . ما : سيصد . ( 9 ) . گا ، لا ، اد : پاداش .