تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
يا رسول المليك ان لساني راتق ما فتقت اذ انا بور
اى هالك ، و بارت السلعة اذا كسدت . قتاده گفت : فاسدين ، مجاهد گفت : هالكين . آنگه بر سبيل تهديد گفت : * ( وَمَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّه وَرَسُولِه ) * ، و هر كه به خداى ايمان نيارد و به پيغامبر ، * ( فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً ) * ، ما نهاده‌ايم و بجارده ( 1 ) براى كافران دوزخى تافته . و سعير فعيل به معنى مفعول است ، من سعرت النار اذا اوقدتها . * ( وَلِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، و خداى راست ملك آسمان و زمين و تصرف او را رسد در آن چنان كه خواهد بىمانعى و منازعى ، و كس را بر او اعتراض نرسد ، آن را كه خواهد بيامرزد و آن را كه خواهد عذاب كند . و او غفور و آمرزنده است و رحيم و بخشاينده ( 2 ) ، و بوده است . آنگه گفت : * ( سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلى مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ) * - الآيه . گفت : خواهند گفتن تو را آنان كه از تو باز پس ماندند و در خدمت تو تا به حديبيه نيامدند ، آنگه كه تو به قسمت غنيمت خيبر ( 3 ) روى [ گويند : ] ( 4 ) رها كنى ما را تا با شما بياييم و تبع شما باشيم . خداى تعالى گفت : مىخواهند تا كلام خداى بگردانند . در اين خلاف كردند ، مجاهد و قتاده گفتند : يعنى آن وعده كه داد كه غنيمت خيبر جز حاضران حديبيه را نخواهد بودن . و ابن زيد گفت : يعنى قوله تعالى : . . . فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَلَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ ( 5 ) . و گفتند اين آيت براى غزات ( 6 ) تبوك آمد . * ( قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونا ) * ، بگوى اى محمد كه از دنبال ما بگردى و پى ما مگيرى ( 7 ) ، * ( كَذلِكُمْ قالَ اللَّه مِنْ قَبْلُ ) * ، چنين گفت خداى تعالى پيش از اين . * ( فَسَيَقُولُونَ ) * ، خواهند گفتن : * ( بَلْ تَحْسُدُونَنا ) * ، شما ما را حسد مىكنى ، [ 293 - پ ]
هامش
( 1 ) . لا : بچارده‌ايم ، آج ، ما : بيجارده ، گا ، آد : مهيا كرده‌ايم . ( 2 ) . ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : است . ( 3 ) . آج ، ما : به خيبر . ( 4 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد . ( 5 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 83 . ( 6 ) . آد : غزاى . ( 7 ) . ما : كه شما پى ما نگيرى ، گا ، آد : كه شما پى گير ما نباشيد و پى ما نگيريد ، لا : از دنبال ما نيايى و پى ما گيريد .