تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
به شما . يا بيشتر و پيشتر ( 1 ) به خداى است ، آنگه به شما . و گفتند : يد اللَّه فى هدايته اياهم فوق ايديهم فى الطاعة ، نعمت خداى به هدايت او ايشان را بالاى نعمت ايشان است به طاعت . و اين قول هم متعسف ( 2 ) است ، چه اين جا نعمت لايق نيست و قرينهء * ( إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه ) * ، رها نمىكند كه آيت را حمل كنند جز بر آن معنى كه اول گفته شد . و مراد به بيعت رضوان بود و آن بيعت شجره است و در حديبيه بود . عمرو بن دينار گفت : از جابر بن عبد اللَّه انصارى شنيدم كه گفت : روز حديبيه ما هزار و چهارصد مرد بوديم ( 3 ) رسول - عليه السلام - ما را گفت : شما امروز بهترين اهل زميناى ( 4 ) . و جابر گفت : اگر مرا چشم مانده بودى من جاى درخت با شما نمودمى . و هم جابر گفت : ما با رسول - عليه السلام - آن جا بر مرگ بيعت كرديم و بر آن كه بنگريزيم تا به مردن . و از ما ( 5 ) آن بيعت بنشكافت الا جد ( 6 ) بن قيس كه او منافق بود و زير شتر پنهان شد و با [ ما ] ( 7 ) نيامد . * ( فَمَنْ نَكَثَ ) * ، گفت : هر كه عهد بشكافت ( 8 ) ، * ( فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه ) * [ 292 - ر ] بر حقيقت بر خويشتن بشكافته باشد ( 9 ) ، يعنى زيان و و بال آن با او گردد ( 10 ) . و خداى و پيغامبر را از آن هيچ زيان نباشد ( 11 ) . * ( وَمَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْه اللَّه ) * ، و هر كه وفا كند به آنچه با خداى عهد كرده باشد * ( فَسَيُؤْتِيه ) * ( 12 ) * ( أَجْراً عَظِيماً ) * ، ما او را مزدى دهيم بزرگوار و ثوابى عظيم . كوفيان ، « فسيؤتيه » خواندند به « يا » خبرا عن الغايب و باقى به نون على ( 13 ) اللَّه تعالى عن نفسه . آنگه حق تعالى رسول را از غيب آن خبر داد كه گروهى كه از تو باز ماندند و تخلف ( 14 ) كردند ، فردا كه تو ايشان را ملامت كنى چه خواهند گفتن و چه تعلل
هامش
( 1 ) . لا : بلكه بيشتر به خداست ، گا ، آد : يا بيشتر به خداست . ( 2 ) . ما : ضعيف است . ( 3 ) . آد ، افزوده : و قصهء او چنان بود كه آن روز ، گا : قصهء آن چنان بود كه . ( 4 ) . آج ، گا ، آد : زمينيد ، ما ، لا : زمينى / زمينيد . ( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : كس . ( 6 ) . گا ، آد : جند . ( 7 ) . اساس و آب ، ندارد ، از آج افزوده شد . ( 8 ) . آج ، ما : بشكند ، گا ، لا ، آد : بشكافد . ( 9 ) . آج ، ما : بشكسته باشد . ( 10 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : به او باز گردد . ( 11 ) . لا : ندارد . ( 12 ) . اساس و آب : فسوف نوتيه ، كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 13 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : اخبار . ( 14 ) . اساس : تخليف ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .