گفت : اى محمد ! ما فرستاديم تو را گواه و بشارت دهنده و ترساننده و نصب هر دو ( 1 ) بر حال است . گواه بر مؤمن و كافر و بشارت دهنده مؤمنان را و ترساننده جمله را .
* ( لِتُؤْمِنُوا بِاللَّه وَرَسُولِه وَتُعَزِّرُوه وَتُوَقِّرُوه ) * ، ابو عمرو و ابن كثير خواندند : ليؤمنوا و يعزروه و يوقروه و يسبحوه ، هر چهار به « يا » ، خبرا عن الغائبين ( 2 ) ، تا ايمان آرند به خداى و رسول را تعظيم كنند و حرمت دارند و خداى را تسبيح كنند . و ابو عبيد [ ه ] ( 3 ) اختيار اين قراءت كرد براى آن كه در اول ذكر مؤمنان است ، خبرا عن الغائبين ( 4 ) و هو قوله : * ( فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ) * . و در آخر همچون ( 5 ) خبر است از ايشان بر مغايبه ( 6 ) . فى قوله :
* ( إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ ) * ، و باقى قرا به « تا » خواندند [ 291 - ر ] به « تا » ى خطاب خواندند هر چهار ( 7 ) . محمد بن سميفع ( 8 ) خواند : و تعززوه من التعزيز به دو « زا » ى معجم .
آنگه در معنى « تعزير » ( 9 ) خلاف كردند ، بعضى گفتند : تا نصرت كنى او را . عكرمه گفت : تا در پيش او به تيغ كالزار ( 10 ) كنى .
جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت : چون آيت فرو ( 11 ) آمد ، رسول - عليه السلام - ما را گفت : دانى تا معنى تعزير ( 12 ) چه باشد ؟ گفتيم : خداى و رسول عالمتر . گفت : معنى او نصرت باشد . مبرد گفت : تعزير ( 13 ) ، تعظيم باشد ، يقال : عزرت ( 14 ) الرجل اذا كبرته بلسانك . و ضمير راجع است با رسول - عليه السلام - بر قول بيشتر مفسران و بر قول آن كه تفسير به تعظيم كرد ، محتمل باشد اگر ( 15 ) راجع بود با خداى - جل جلاله . و توقروه ( 16 ) من الوقار ، و رسول را حرمت دارى و تعظيم كنى . و اين ضمير راجع است - بلا خلاف - با رسول - عليه السلام . * ( وَتُسَبِّحُوه ) * ، و تسبيح و تنزيه كنى خداى را - جل جلاله . اين ضمير راجع است با قديم - جل جلاله - بلا خلاف . * ( بُكْرَةً وَأَصِيلًا ) * ، به بامداد و شبانگاه ، و نصب هر دو بر ظرف است . گفتند : مراد نماز بامداد و شام
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : هر سه .
( 4 - 2 ) . آج ، ما : الغايب .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 5 ) . آج : همچنان ، ما ، گا ، آد : همچنين .
( 6 ) . آج ، گا : معاينه .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : و باقى قرا به « تا » ى خطاب خواندند هر چهار .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : السميقع .
( 9 ) . گا ، آد : تعزيز .
( 10 ) . آج ، ما ، گا ، لا : كارزار .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : فرود .
( 13 - 12 ) . ما ، گا ، تعزيز .
( 14 ) . گا : عززت .
( 15 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : كه .
( 16 ) . اساس و آب : توقره ، با توجه قرآن مجيد و ضبط ساير نسخ تصحيح شد .