كردند تو ر [ ا ] ( 1 ) در زير درخت دانست آنچه در دلهاى ايشان است . فرو فرستاد ساكنى ( 2 ) بر ايشان و بداد ( 3 ) ايشان را فتحى نزديك .
و غنيمتهاى بسيار كه مىگيرند ، و بود ( 4 ) خداى قوى و محكم كار .
وعده داد شما را خداى غنيمتهاى بسيار كه بگيرى آن را شتاب كردى براى شما اين و بازداشت دستهاى مردمان از شما و تا باشد علامتى مومنان را و ره نمايد شما را به راه راست .
قوله تعالى : * ( إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ) * ، قديم - جل جلاله - بر سبيل منت و تذكير نعمت گفت : ما گشاديم براى تو گشادنى ظاهر . اين قول آن كس است كه گفت :
فتح حديبيه يا فتح خيبر خواست ، و آن دو فتح بود : يكى ماضى و يكى حال ، و آن كه حال بود هم آيت پس از حصول اين آمد براى آن به لفظ ( 5 ) گفت . و بر اين قول آيت بر ظاهر خود باشد .
مجاهد و عوفى گفتند : فتح خيبر است . جابر گفت : فتح حديبيه است . و اما بر سبيل وعد و بشارت گفت : انا فتحنا ، على معنى سنفتح ، ما تو را فتح خواهيم دادن ، يعنى فتح مكه ، و اين قول قتاده است ، و قولى است جامع هر دو را ( 6 ) . و آن آن است كه براء بن عازب گفت جماعتى را كه او را پرسيدند [ 287 - ر ] از اين فتح ، گفت :
شما چنان دانى كه اين فتح مكه است و لكن ما فتح مكه از حديبيه مىدانيم و شمار فتح مكه از روز حديبيه مىكنيم كه فتح حديبيه مقدمت فتح مكه بود و فتح بيعة الرضوان ، آنگه كه ما با رسول هزار و چهار صد ( 7 ) بوديم .
گفتند : حديبيه چيست ؟ گفت : نام چاهى است . در اين سه قول است : يكى قول آنان كه گفتند : مراد به فتح فتح حصون و قلاع و بلاد است . دوم ، ابو القاسم
هامش
( 1 ) . ما : با تو .
( 2 ) . ما : آرامش .
( 3 ) . ما : ثواب داد .
( 4 ) . ما : هست .
( 5 ) . آنه ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : ماضى .
( 6 ) . ما : هر دو روايت .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : مرد .