راست لشكرهاى آسمانها و زمين ، و بود ( 1 ) خداى قوى و غالب .
ما بفرستاديم تو را گواه و مژد [ ه ] دهنده ( 2 ) و ترساننده .
تا ايمان آرى به خداى و بزرگ دارى او را و حرمت دارى او را و تسبيح كنى او را به بامداد و شبانگاه .
آنان كه بيعت مىكنند خداى را دست خداى بالاى ( 3 ) دست ايشان است . چون بشكافد مىبشكافد بر خود ( 4 ) ، و هر كه وفا كند به آنچه عهد كرده باشد بر آن با خداى ، بدهيم او را مزدى بزرگ .
گويند تو را باز پس گذاشتگان ( 5 ) از عرب : مشغول كرد ما را خواستههاى ( 6 ) ما و اهل ما ، آمرزش خواهيد براى ما .
مىگويند به زبانشان آنچه نيست در دلهاشان ، بگو : كيست كه مالك باشد ( 7 ) شما را از ( 8 ) خداى چيزى ، اگر خواهد به شما زيانى ( 9 ) يا اگر خواهد به شما سودى ؟ بل بوده است خداى به آنچه مىكنى دانا .
بل گمان بردى كه باز نگردد پيغامبر و مؤمنان با اهلشان هرگز ، و بياراستند آن در دلهايتان و گمان بردى گمان بد و بودى گروهى هلاك شدگان .
[ 286 - ر ] و هر كه
هامش
( 1 ) . ما : هست .
( 2 ) . لا : بشارت دهنده .
( 3 ) . ما : علم خداى زبر .
( 4 ) . ما : هر كه عهد بشكست كه عهد بشكند بر تن خوش ( كذا ) ، لا : هر كه بشكند عهد را مىشكافد بر خود .
( 5 ) . ما ، لا : باز پس ماندگان .
( 6 ) . لا : مالهاى .
( 7 ) . ما : پادشايى داد .
( 8 ) . لا : از قبل .
( 9 ) . ما : گزندى .