تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
و قايلان اين قول منافقاناند ، او ( 1 ) جهودان على اختلاف القول فى ذلك * ( لِلَّذِينَ كَرِهُوا ) * ، آنان را كه كاره بودند قرآن را و آن مشركان بودند ، * ( سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأَمْرِ ) * ، ما طاعت شما داريم در بهرى كارها ، يعنى در مخالفت رسول - عليه السلام . و گفتند ، اين قول جهودان گفتند منافقان را ( 2 ) كه : ما موافقت كنيم راى و مراد شما را در بعضى كارها ، يعنى در آنچه ممكن باشد و همه كارها ( 3 ) ، براى اين نگفت كه در همه كارها مطرد نشود . آنگه گفت : * ( وَاللَّه يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ ) * ، و خداى تعالى مىداند سرهاى ايشان . اهل كوفه خواندند الا أبو بكر : اسرارهم ، به كسر همزه ، و آن مصدر اسر القول اسرارا باشد ، و باقى قرا به فتح همزه ، جمع سر . آنگه از روى تعجب گفت : * ( فَكَيْفَ ) * ، چون باشد ! يعنى فكيف حالهم ، حال ايشان چگونه باشد در آن وقت كه فريشتگان جان ايشان بردارند ! * ( يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبارَهُمْ ) * ، بر روى و پشت ايشان مىزنند بر سبيل عقوبت ، و اين در گور باشد و در قيامت و در دوزخ . آنگه علت آن بگفت كه چرا زنند ايشان را : * ( ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ) * ، گفت : اين براى آن باشد كه ايشان متابعت [ 282 - ر ] سخط خداى كردند و كاره بودند رضاى او ( 4 ) را ، يعنى متابعت معاصى كردند و ايمان و طاعت را كاره بودند ، * ( فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ) * ، خداى حكم كرد به بطلان عمل ايشان . و در آيت دليل است بر آن كه ، خداى مريد طاعت ( 5 ) است و كاره معاصى ، كه كافران بر عكس آن متابعت آن كردند كه خداى از آن به خشم آيد ، و آن كفر و معاصى است به اتفاق ، و كاره بودند رضاى خداى را ، و رضاى او متعلق است به ايمان و طاعات . * ( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * ، آنگه حديث منافقان كرد ، گفت : يا مىپندارند آنان كه شك و نفاق در دل دارند كه خداى تعالى بيرون نخواهد آوردن ( 6 ) كينه‌هايى كه در دل دارند با مؤمنان پنهان . يعنى ، خداى تعالى آشكارا نخواهد كردن و خبر دادن به آنچه در دل ايشان است از كينهء مؤمنان . * ( وَلَوْ نَشاءُ ) * ، و اگر ما خواهيم اى محمد ايشان را با تو نماييم و اعلام كنيم تو را به
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : از . ( 2 ) . لا : با منافقان . ( 3 ) . گا : در بعضى كار . . . لا : در همه كارها . ( 4 ) . گا ، آد : نخواستند خشنودى او را . ( 5 ) . گا ، لا ، آد : طاعات . ( 6 ) . آج : آشكارا نخواهد كردن .