نام خداى نبرده باشند ، چون در دست ايشان افتد گوشت بر او پديد آيد هر كدام ( 1 ) تمامتر و سرگين براى چهارپايانشان ( 2 ) همچنان دانه ( 3 ) شود كه اول بوده باشد . آنگه گفت : استنجا مكنى به استخان ( 4 ) و سرگين .
و جماعتى راويان روايت كردند كه ، عبد اللَّه مسعود با پيغامبر نبود آن شب . ابن جريح گفت : نام آنان كه آن شب پيش پيغامبر آمدند از جن اين بود : شاصر ( 5 ) و ناصر ( 6 ) و حس ( 7 ) و مس و از دواتيان ( 8 ) و احقم . اين هفت كس بودند . رسول - عليه السلام - ايشان را به رسالت و نيابت به جنيان فرستاد . بهرى ديگر گفتند : نه كس بودند ، و اين روايت زر حبيش است .
ثابت قطبة ( 9 ) الثقفى گفت : جماعتى بنزديك عبد اللَّه مسعود آمدند ، گفتند : ما در سفرى بوديم ، در راه مارى ديديم كشته و در خون بگرديده . او را در زير خاك كرديم .
از آن جا برفتيم ، جماعتى پيش ما برآمدند ( 10 ) و گفتند : عمرو را كه دفن كرد ؟ ما گفتيم : عمر [ و ] ( 11 ) كيست ؟ گفت : آن مار كه فلان جاى دفن كردى ، او از جملهء آنان بود كه ليلة الجن پيش رسول بود ( 12 ) [ 267 - پ ] و از او قرآن شنيد ، از ميان دو قبيله ( 13 ) قتالى بود او كشته شد .
ابو ثعلبة الخشنى روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : جنيان بر سه نوعاند ، بهرى پر دارند در هوا مىپرند ، و بهرى بر صورت ما را ( 14 ) و سگاناند ، و بهرى آنند كه در سفر باشند ، مىروند به جايها .
چون ( 15 ) قرآن بشنيدند و با نزديك قوم خود شدند ، گفتند : * ( سَمِعْنا كِتاباً ) * ، ما كتابى شنيديم كه از پس موسى فرو فرستادهاند ، * ( مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْه ) * ، راست دارندهء آن كتابهاست كه پيش آن ( 16 ) فرستادند . عطا گفت : آن جماعت جنيان جهودان بودند ،
هامش
( 1 ) . گا ، آد : هر چند .
( 2 ) . ما : چهار پاهايشان .
( 3 ) . گا ، آد : بادانه .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، آد : استخوان .
( 5 ) . آب : سامر .
( 6 ) . آب : نامر ، ما : باصر .
( 7 ) . آج ، ما : حسر ، آب : حسن .
( 8 ) . آب : ابنان ، آج ، ما : اينان .
( 9 ) . گا ، قبطه .
( 10 ) . آج ، ما : باز آمدند .
( 11 ) . به قياس مورد قبل و نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . آج ، ما : باز آمد .
( 13 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : جن .
( 14 ) . ما را / ماران ، آج ، ما ، گا ، آد : ماران .
( 15 ) . گا ، آد ، افزوده : جنيان از رسول .
( 16 ) . آج ، ما : او .