تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مردم آن را پليد مىكنند ( 1 ) ، من نهى كردم مردم را از آن كه به اين چيزها استنجا كنند ( 2 ) . من گفتم : يا رسول الله ! استخان ( 3 ) و روث ( 4 ) چه سود دارد ايشان را ؟ گفت : هيچ استخان ( 5 ) نباشد كه ايشا ( 6 ) بردارند و الا هم چندان گوشت بر او يابند ( 7 ) كه بر او بوده باشد و هيچ روث نباشد و الا هم چندان دانه پديد آيد در او . گفتم : يا رسول الله ! آن غلبه و صيحت چه بود ؟ گفت : خصومتى بود ميان ايشان در ( 8 ) كشته‌اى ، من حكم بكردم ميان ايشان به حق . آنگه مرا گفت : آبى دارى ( 9 ) ؟ گفتم : يا رسول الله ! مطهره‌اى دارم پاره‌اى نبيذ التمر در او . گفت : مرا ده . بستد ، وضو تازه كرد و گفت : تمرة طيبة و ماء طهور . قتاده ما را روايت كرد ( 10 ) كه : چون عبد الله مسعود به كوفه آمد ، آن جا جماعتى پيران را ديد . از زط ( 11 ) بپرسيد از ايشان و گفت : اينان كيستند ؟ گفتم : اينان جماعتى از زط ( 12 ) . گفت : چه نيك مانند به آن جنيان كه آن شب پيش رسول آمدند ، يعنى ليلة الجن . علقمه گفت از عبد الله مسعود پرسيدم كه : شب جن ، تو با رسول بودى ؟ گفت ( 13 ) : الا آن كه ما رسول را نيافتيم آن شب ، بترسيديم و گفتيم نبايد تا غدرى كرده باشند [ 267 - ر ] مكيان بر او ! به طلب او بيرون آمديم در شعاب و واديها مىجستيم او را . چون صبح برآمد ، رسول را ديدم ( 14 ) كه از كوه حرا فرو مىآمد . گفتيم : يا رسول الله ! ما دوش همه شب دلتنگ و رنجور بوديم براى غيبت تو . گفتيم نبايد تا غدرى كرده باشند ! گفت : نه . دوش جماعتى از جن بيامدند تا قرآن بشنوند از من . من قرآن بر ايشان خواندم ، آنگه آثار ايشان و آثار جايگاههايى كه ( 15 ) آتش كرده بودند به من مىنمود . آنگه گفت : از من زاد خواستند . من به زاد ايشان كردم هر استخانى ( 16 ) كه بر او
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، افزوده : گفتم . ( 2 ) . آج ، ما : مردم را كه به آن چيزها استنجا نكنند . ( 3 ) . ما : استخوا / استخوان ، ما ، گا ، آد : استخوان . ( 4 ) . آج ، افزوده : سرگين ، ما : سرگين چه باشد و . ( 5 ) . آج ، ما ، گا : استخوان . ( 6 ) . ايشا / ايشان ، آج ، ما ، گا ، آد : ايشان . ( 7 ) . ما ، گا : باشد . ( 8 ) . آج : به سر . ( 9 ) . گا ، آد ، افزوده : يا عبد الله . ( 10 ) . گا ، آد ، قتاده گفت : ما را روايت كردند . ( 12 - 11 ) . آب : فط ، آج ، ما : نط . ( 13 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : نه . ( 14 ) . عاج ، ما : ديديم . ( 15 ) . آج : محلى كه ايشان . ( 16 ) . آج ، ما ، گا ، آد : استخوان .