، بگو بينى اگر اين باشد از نزديك خداى و ( 1 ) كافر شوى به او ؟ گوايى دهد گوايى ( 2 ) از پسران يعقوب بر مانند آن ، ايمان آورد و بزرگوارى كردى شما ، خداى راه ننمايد گروه بيداد كاران را .
[ 249 - پ ] ، گفتند آنان كه كافر شدند آنان را كه ايمان آوردند : اگر ( 3 ) بودى خيرى سبق بردندى ما را ( 4 ) به آن و چون راه نيافتند به او ، گويند :
اين دروغى است ديرينه .
و از پيش او ( 5 ) كتاب موسى پيشرو ( 6 ) و بخشايشى ، و اين كتابى است باور دارنده زبانى تازى ( 7 ) تا بترسانى آنان را كه ظلم كردند ، و مژده ( 8 ) نكو كاران را .
آنان كه گفتند خداى ما الله است ، پس بايستادند ، نيست ترسى بر ايشان و نه ايشان اندوه برند .
ايشان اهل بهشتاند ، هميشه باشند در آن جا پاداشت به آنچه ( 9 ) كرده باشند .
اندرز كرديم آدمى را به مادر و پدرش نيكوى ( 10 ) ، بار برگرفت به او مادرش بكراهت و بنهاد او را بكراهت و بار برگرفتن او شير باز گرفتن او سى ماه تا چون برسد به قوتش ( 11 ) و برسيد ( 12 ) به چهل
هامش
( 1 ) . ما ، افزوده : شما .
( 2 ) . آب : گواهى دهد گواهى .
( 3 ) . لا ، افزوده : قرآن .
( 4 ) . ما ، لا : سبقت نگرفتندى بر ما ، كه بر متن رجحان دارد .
( 5 ) . ما : اين .
( 6 ) . لا : پيشوا .
( 7 ) . لا : به زبان عربى .
( 8 ) . ما : مژده دهى .
( 9 ) . لا : به پاداشت آنچه .
( 10 ) . لا : كه با پدر و مادر نيكويى كنند .
( 11 ) . لا : به مردى .
( 12 ) . ما ، لا : برسد .