تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
زمين . وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ ، و آن روز كه قيامت برخيزد ، آن روز مبطلان و باطل - مذهبان زيانكار باشند . * ( وَتَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً ) * ، گفت : هر امتى و جماعتى را ( 1 ) در زانو افتاده بينى ، يقال : جثا على ركبتيه اذا برك جثوا و جذا على رؤس اصابعه . و الجذو ابلغ من الجثو ، و اصله من الجمع لان الجاثى مجتمع الاطراف . قال طرفة :
يرى جثوتين من تراب عليهما صفائح صم في صفيح مصمد
ابو عثمان النهدى ( 2 ) گفت : در قيامت ساعتى باشد كه آن ساعت به مقدار ده سال باشد از سالهاى دنيا ، خلقان در زانو افتاده باشند با ( 3 ) ابراهيم خليل و مىگويند : نفسي نفسي . * ( كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا ) * ، هر امتى را با نامهء خود خوانند تا نامهء خود خوانند ، يعنى نامهء عملشان . * ( الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ، امروز جزا دهند شما را آنچه كرده باشى . * ( هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ) * ، اين نامهء ماست ( 4 ) كه گواهى دهد و سخن مىگويد بر شما به درستى و راستى . گفتند : مراد ديوان عمل است كه كرام كاتبين نوشته باشند ، و گفتند : لوح محفوظ است . مجاهد روايت كرد از عبد الله عمر ، كه رسول - عليه السلام - گفت : اول چيز كه خداى تعالى آفريد ، قلم بود و آن را از نور آفريد ، طول او پانصد ساله راه باشد . آنگه لوح بيافريد و طول او پانصد ساله راه است . آنگه قلم را گفت : برو و بنويس هر چه خواهد بودن تا به قيامت ، و نام خلقان بنويس ، بر و فاجر و رطب و يابس ، آنگه اين آيت برخواند : * ( هذا كِتابُنا ) * [ 247 - پ ] * ( يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ) * . * ( إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ) * ، ما نسخت فرماييم آن را كه شما كرده باشى ، آنگه گفت : اگر اصل نبود چگونه نسخت توان كرد ؟ و استنساخ ، نسخت فرمودن باشد . و سين ، طلب راست و استدعا را . * ( فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ، گفت : اما آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند ، خداى تعالى ايشان را در رحمت خود برد ، يعنى در بهشت او ، و آن
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، لا ، آد ، افزوده : آن روز ، گا : در آن روز . ( 2 ) . آج : اليهدى . ( 3 ) . گا ، آد : تا . ( 4 ) . گا ، آد : نامه‌اى است از ما .