تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
گوش و زير او بدر ( 1 ) مىآيد . عبد اللَّه بن ابى مليكه گفت ، روزى بنزديك عبد اللَّه عباس شدم بامداد ، مرا گفت : دوش تا روز نخفتم ، گفتم : چرا ؟ گفت : ستاره‌اى ديدم كه برآمد با دنبال . گمان بردم كه عقيب ( 2 ) آن دود باشد كه خداى تعالى گفت : * ( يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ ) * . * ( يَغْشَى النَّاسَ ) * ، گفت : آن دود [ مردم را ] ( 3 ) فرو گيرد ( 4 ) و گرد ايشان در آيد و به ايشان برسد . * ( هذا عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ، اين جا محذوفى هست از قول و تقدير : قالوا هذا عذاب اليم ، او يقال لهم : هذا عذاب اليم . * ( رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ ) * ، هم بر تقدير قالوا گويند عند آن حال ، بار خدايا ! بردار از ما اين عذاب كه ما ايمان آريم . ( 5 ) حق تعالى گفت : * ( أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ ) * ، چگونه ايشان را تذكير ( 6 ) كنند و پيغامبرى ( 7 ) به ايشان آمد بيان كننده ، يعنى : كه ، بيش از اين نتوان كردن در تكليف با ايشان از باب ازاحت علت ، قوله : * ( وَقَدْ جاءَهُمْ ) * ، « واو » ، حال است و مراد به رسول ، پيغامبر ماست - صلى اللَّه عليه و آله . * ( ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْه ) * ، پس برگرديدند از او . و گفتند : اين ، مردى است [ 230 - ر ] * ( مُعَلَّمٌ ) * ، آموخته ، يعنى كسى مىآموزد اين را اين قرآن ، چنان كه گفت : وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ ( 8 ) . . . ، او را اين كلام آدميى مىآموزد . * ( مَجْنُونٌ ) * ، اى ، هو مجنون ، و اين خود در اصل ديوانه‌اى است . آنگه گفت : * ( إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ ) * ، اين كلام خداى است ، خداى گفت : ما اين عذاب از ايشان برداريم اندكى ، جز آن است كه ايشان با سر كفر شوند و ثبات نكنند بر ايمان ، چه گفتار ايشان از بيم عذاب است ، چون عذاب رفته باشد ، فراموش كنند ( 9 ) .
هامش
( 1 ) . لا : برون . ( 2 ) . آج ، گا ، لا ، آد : عقب . ( 3 ) . اساس و آب : ندارد ، از آج آورده شد . ( 4 ) . گا : فرا گيرد . ( 5 ) . ما : داريم ، لا : آورديم . ( 6 ) . ما : و اذكر . ( 7 ) . آج : رسولى ، ما : رسول . ( 8 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 103 . ( 9 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : آنگه گفت .