حال ، اى ، راحمين ، رحمتى از خداى تو كه او شنوا و داناست . يسمع اقوالهم و يعلم احوالهم ( 1 ) .
* ( رَبِّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، اى ، هو رب السموات و الارض . خبر مبتداى محذوف است ، اوست كه خداوند آسمانها و زمين است و آنچه در ميان آسمان و زمين ( 2 ) . * ( إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ) * ، اگر شما هيچ به يقين دانى .
* ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، نيست خداى بجز او ، احيا و اماتت به اوست ، اوست كه زنده كند مردگان را و بميراند زندگان را ، و قادر بر اين اوست . * ( رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ ) * ، خداى شماست و خداى پدران پيشين شما .
* ( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ ) * ، بل كه ( 3 ) اين كافران در شكاند از خداى و قيامت و ثواب و عقاب ، بازى مىكنند . و گفتند : استهزا مىكنند .
آنگه گفت : * ( فَارْتَقِبْ ) * ، گوش دارى ( 4 ) روزى كه آسمان دودى پديد آرد آشكارا .
در اين دود ( 5 ) خلاف كردند كه چيست و كى باشد . مسروق روايت كرد كه بنزديك عبد اللَّه مسعود بودم ، مردى در آمد و گفت : يا ابا عبد الرحمن ! يكى از جمله قصاص ، قصه مىگفت بنزديك ابواب كنده در اين آيت : * ( . . . يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ ) * ، گفت : دودى باشد كه روز قيامت پديد آيد كه انفاس كافران و منافقان باز گيرد و چشم و گوش ايشان تباه كند و مؤمنان را شبه زكامى پديد آرد ( 6 ) عبد اللَّه مسعود بر جست و گفت : يا مردمان ! از خداى بترسى هر گه ( 7 ) چيزى دانى بگويى و هر گه ( 8 ) ندانى بگويى ( 9 ) : اللَّه اعلم ، كه خداى تعالى رسول را گفت : قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ وَما أَنَا [ 229 - ر ] مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ ( 10 ) و من شما را خبر دهم از اين دود . چون ل قريش ايمان نمىآوردند و رسول را رنج مىنمودند ( 11 ) ، رسول - عليه السلام - بر ايشان دعا كرد ، گفت : بار خدايا ! هفت سال اينان را قحط ده ، چون سالهاى يوسف قحطى
هامش
( 1 ) . گا : افعالهم .
( 2 ) . آج ، ما : آنچه ميان اين دو است ، آد ، افزوده : است .
( 3 ) . ما ، گا ، لا ، آد : بل .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : گوشدار .
( 5 ) . لا : روز .
( 6 ) . لا : آيد .
( 7 ) . ما : هر كدام ، گا : هر كس .
( 8 ) . ما : هر كدام ، گا ، آد : هر چه .
( 9 ) . آج : چه گوييد ، گا ، لا : بگوييد .
( 10 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 86 .
( 11 ) . گا ، آد : مىرسانيدند .