آورديم . و اين آنگه گفتندى كه ، چون آيتى پديد آمدى بر طريق عذاب - چون طوفان و جراد و قمل و ضفادع و خون - به فرياد آمدندى و گفتندى : اگر اين عذاب از ما بردارى ما ايمان آريم ، چنان كه در سورة الاعراف برفت .
* ( فَلَمَّا كَشَفْنا ) * ، خداى تعالى گفت : * ( فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ ) * ، چون عذاب از ايشان برداشتيم ، * ( إِذا هُمْ ) * [ 213 - ر ] كه ديدى ايشان عهد مىشكستند . و « اذا » ، مفاجا راست ، يعنى ، در حال عقيب كشف عذاب عهد بشكافتند ( 1 ) .
* ( وَنادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِه ) * ، و آواز داد فرعون در قومش ، گفت : * ( أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ ) * ، نه ملك مصر مراست ؟ * ( وَهذِه الأَنْهارُ ) * ، و اين جويها ، و آن چهار جوى بود كه معظم آب رود نيل آن جا رفتى : نهر الملك بود و نهر الطولون ( 2 ) و نهر دمياط ( 3 ) و نهر تنيس . * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِي ) * ، از زير من مىرود . گفتند : چنان ساخته بود كه ( 4 ) اين جويها ازير كوشك ( 5 ) او مىرفت .
عطا گفت : تحتى ، اى ، تحت يدى و تصرفى و ملكى ، يعنى ، زير دست من است و به فرمان من .
* ( أَمْ أَنَا خَيْرٌ ) * ، گفتند : معنى ( 6 ) بل است ، بل من بهترم از اين مرد كه او ذليل و مهين است ، يعنى ، موسى - عليه السلام - . و روا بود كه معادل همزهء استفهام بود ( 7 ) و تقدير آن كه ا هذا الذى هو مهين خير ام انا . * ( وَلا يَكادُ يُبِينُ ) * ، و بنزديك آن نيست كه چيزى اظهار كند و سخنى درست بگويد از آن رتهاى ( 8 ) كه در زبان وى بود .
* ( فَلَوْ لا أُلْقِيَ ) * ( 9 ) ، فهلا القى ، چرا بر او نيفگنند ( 10 ) اگر او پيغامبر است و راست گوى است ؟ * ( أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ ) * ، دستونجهاى 1 » زرين ، جمع سوار . حفص خواند عن عاصم و يعقوب : اسوره ، بىالف ، و باقى قرا ، اساورة ، على جمع اسورة فى جمع سوار ، و هى جمع الجمع . ابو عمرو گفت : اساور ( 12 ) جمع اسوار . ابى ، اساور خواند ، و عبد اللَّه مسعود : اساوير . مجاهد گفت : براى آن چنين گفتند كه عادت ايشان آن بود كه
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : بشكستند .
( 2 ) . ما : نهر طلون .
( 3 ) . ما : مياط .
( 4 ) . گا ، آد ، افزوده : كه .
( 5 ) . آج : شيب كوشك ، گا ، آد : كوشكها .
( 6 ) . آج ، ما : « ام » به معنى ، لا : معنى آن است كه بل .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، افزوده : محذوف بر تقدير و تأخير كلام .
( 8 ) . گا ، آد : گرفتگى ، آج : ربه ، ما : رمه .
( 9 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : اى .
( 10 ) . آج ، لا : نيفگندند .
( 11 ) . آج ، ما ، لا : دستورنجها ، گا ، آد : دست افرنجها .
( 12 ) . ما ، گا ، لا ، آد : اساوره .