منازل و در سعت و ضيق روزى . آنگه وجه حسن آن باز گفت : * ( لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا ) * ، تا بهرى ، بهرى را مسخر كنند و استعباد و استخدام كنند . قديم تعالى وجه حسن تفاوت ارزاق باز گفت زيادت بر مصلحت و رفع مفسدت . گفت : وجهى ديگر آن است تا بهرى مسخر بهرى شوند و خلقان محتاج يكديگر شوند ( 1 ) ، درويش محتاج باشد به مال توانگر ( 2 ) و توانگر ( 3 ) محتاج باشد به عمل درويش تا هيچ ( 4 ) از حاجت و افتقار و نياز خالى نباشند تا بدانند كه بندگان مسخر و مذللاند مدبر و مقدر ( 5 ) ، ايشان را اختيارى كه كار خداى است نرسد ، و اين معنى قول قتاده است و سدى و ابن زيد .
و اما قول آن كس كه [ 208 - پ ] گفت : تا بهرى را سخريت و فسوس ( 6 ) گيرند ، قولى نامعتمد است و اگر خواهند كه تأويل كنند آن را هم ممكن باشد بر ( 7 ) آن كه « لام » را به لام عاقبت شرح دهند ( 8 ) يا گويند : كلام را ( 9 ) موردش مورد استفهام است بر وجه تقريع و انكار ، ما اين براى سخريت كرديم تا توانگر ( 10 ) بر درويش و قوى بر ضعيف و سيد بر مولى و سلطان بر رعيت فسوس دارند ، يعنى نه براى اين كرديم ( 11 ) . * ( وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ) * ، آنگه گفت : رحمت خداى تعالى ( 12 ) و منافع او در بهشت بهتر است از آنچه اين كافران جمع مىكنند از حطام دنيا .
* ( وَلَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً ) * ، آنگه حق تعالى گفت : اگر نه آنستى كه مردم يك امت و يك فرقت و يك ملت شوند ، يعنى جمله كافر شوند . اين قول عامهء مفسران است .
ابن زيد گفت : امة واحدة فى طلب الدنيا و الحرص على حطامها . اگر نه آنستى كه مردم دنيا جوى شوند و دنيا دوست گيرند ، * ( لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ) * ، كردمانى آنان را كه به خداى كافر شوند خانههاى ايشان را سقفها ( 13 )
هامش
( 1 ) . گا : به يكديگر محتاج شوند .
( 10 - 3 - 2 ) . ما : تونگر .
( 4 ) . آج ، ما : هيچكدام ، گا ، آد : هيچ يك .
( 5 ) . لا : مدبر مقدر را ، و .
( 6 ) . لا : افسوس .
( 7 ) . ما : و .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، افزوده : و آن خبر باشد از عاقبت كار ايشان بر وجه معجز .
( 9 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : يا كلام را گويند .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، افزوده : و اين بر سبيل نهى و تحذير باشد از سخريت .
( 12 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : تو .
( 13 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : سقفهاى .