* ( وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه ) * ، خلاف كردند در اين ضمير : بعضى گفتند ، جعل هذه الكلمة التى قالها ، من قوله : * ( إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ) * - الى قوله * ( سَيَهْدِينِ ) * ، گفت :
اين گفتار را كلمتى كرد باقى و مانده در عقب و فرزندان او . و گفتند : كلمتى كرد كه از پس او ( 1 ) باز گويند و از پس او بماند از آن جا كه او بيرون آن كه اين بگفت ، وصف » كرد به اين .
مجاهد و قتاده و سدى گفتند : « ها » ، كنايت عن غير مذكور است ، و المعنى ، و جعل كلمة الاخلاص ، لا إله الا اللَّه ، * ( كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه ) * ، اين كلمت در عقب او بماند تا به دامن قيامت . جماعتى از فرزندان او بر اين باشند و اين گويند و اعتقاد دارند . ابن زيد گفت : اسلام است بدلالة قوله : . . . هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ ( 3 ) . . . ، عبد اللَّه عباس گفت : فى عقبه اى من بعده ، و مجاهد گفت : فى ذريته ، و هر دو قول بگفتيم ، و حسن بصرى گفت : فى عقبه الى يوم القيامة . سدى گفت : فى عقبه ، اى فى آل محمد ، يعنى ، تبرا از هر چه دون خداى است ، و تولى [ 207 - ر ] به خداى - جل جلاله - در آل محمد بماند تا به روز قيامت .
* ( لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * ، تا همانا ايشان رجوع كنند از دين خود با دين ابراهيم در توحيد و خداى پرستى ( 4 ) . قتاده گفت : تا همانا با خود و با عقل خود رجوع ( 5 ) و تأمل و تفكر كنند تا ايشان را علم به خداى حاصل شود ( 6 ) ، آنگه بيان كرد كه : من معاملت ( 7 ) نكردم با اين كافران به عذاب ( 8 ) ، بل ايشان را مهلت دادم .
* ( بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَآباءَهُمْ ) * ، ممتع و برخوردار بكردم ( 9 ) اينان را و پدران اينان را ، * ( حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ ) * ، تا حق به ايشان آمد ، يعنى مسلمانى . * ( وَرَسُولٌ ) * ، و پيغامبرى بيان كننده ، و آن محمد است - صلى اللَّه عليه و آله . [ و مثله قوله : . . . وَما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ( 10 ) . ] ( 11 )
هامش
( 1 ) . گا ، آد : پس از او .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : وصايت .
( 3 ) . سورهء حج ( 22 ) آيهء 78 .
( 4 ) . گا ، آد ، افزوده : و ضمير لعلهم ، راجع است با عم ابراهيم ، آزر ، و قومش ، يعنى اين كلمه از تبرا و تولى براى آن گفت ، تا ايشان از بت پرستيدن باز ايستند . و رجوع كنند با خداى پرستى .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : كنند .
( 6 ) . آج ، ما : گردد .
( 7 ) . ما ، لا : معاجله ، گا ، آد : تعجيل .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : عقاب .
( 9 ) . گا ، آد : بل تمتع و برخوردارى دادم .
( 10 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 15 .
( 11 ) . اساس ، آب : ندارد ، از آج افزوده شد .