* ( وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً ) * ( 1 ) . . . ، نه جعل خلق است ، گوييم : محال است و صورت نبندد و معنى مستقيم نباشد براى آن كه اگر به معنى تسميت باشد ، چون يكى از ما عربى [ 198 - پ ] خواند ، آن را او به عربى كرده باشد ، و اگر عجمى خواند ( 2 ) آن را ، و قرآن همچنين كه هست بايد تا عجمى شود و براى او ( 3 ) با لغت عجم گردد ، و اين محال است باتفاق . * ( لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ) * ، تا همانا شما انديشه كنى و عقل كاربندى تا مضمون آن بدانى و منتفع شوى به آن .
* ( وَإِنَّه ) * ، و اين قرآن ، * ( فِي أُمِّ الْكِتابِ ) * ، در لوح محفوظ ، * ( لَدَيْنا ) * ، بنزديك ما ، يعنى در جايى كه امر ما در آن جا روان باشد ، ديگر كس را حكم نباشد . ( 4 ) و براى آن گفت كه : اول خداى تعالى قرآن بر لوح ( 5 ) محفوظ پديد كرد تا فريشته از او بشناخت و بدانست و ياد گرفت و با رسول - عليه السلام - بگفت . * ( لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ) * ، يعنى ، اين قرآن بلند مرتبت است و به درجت علياست از فصاحت ، و محكم است و دور از آن كه تناقض به او راه يابد .
آنگه خطاب كرد با كافران كه قرآن را منكر بودند ، گفت : * ( أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً ) * ، استفهام در آيت به معنى جحد است ، يعنى ، ما نضرب . در معنى اين كلمات خلاف كردند : بعضى گفتند ، معنى آن است كه ما عذاب از شما برگردانيم ( 6 ) و رها كنيم شما را و عقاب نكنيم شما را بر كفرتان ؟ اين قول مجاهد است و سدى و روايت عوفى از عبد اللَّه عباس ، يعنى پنداشتى كه ما شما را به اين كفر رها خواهيم كردن و عقاب نا كردن ؟
قتاده و ابن زيد گفتند : ما قرآن فرستادن رها كنيم براى آن كه شما به او ايمان نمىآرى ( 7 ) ، يعنى قرآن بگردانيم از شما براى آن كه شما در كفر اسراف مىكنى ؟
قتاده گفت : اگر ( 8 ) نخست بار كه قرآن فرود آمد و ايشان كافر شدند ، قرآن باز گرفتى هلاك شدندى و لكن به فضل و رحمت خود بيست ( 9 ) سال پياپى قرآن مىفرستاد
هامش
( 1 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 19 .
( 2 ) . لا : خوانده باشد .
( 3 ) . آج : تسميه ، ما ، گا ، لا ، آد : تسميهء او .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : و اين .
( 5 ) . آج ، ما : به لوح ، آد : در لوح .
( 6 ) . گا ، آد : بگردانيم .
( 7 ) . ما : نمىدارى ، لا : نداريد .
( 8 ) . « اگر » در اساس تكرار شده است .
( 9 ) . ما : به بيست .