تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
يا گرفت از آنچه آفريند دختران و خاص بكرد شما را به پسران . و چون بشارت دهند يكى از ايشان را به آنچه زد براى خداى مثل ، گردد روى سياه و او خشم فرو مىبرد . يا آن كه بپرورند او را در زينت و او در خصومت روشن نكند ؟ كردند فريشتگان را كه ايشان ( 1 ) بندگان خداىاند مادگان ، حاضر بودند به آفريدن ايشان بنويسند گواهى ايشان و بپرسند ايشان را ؟ [ 197 - پ ] گفتند : اگر خواستى خداى نپرستيدمانى ( 2 ) ايشان را ، نيست ايشان را به آن علمى ، نيستند ايشان الا دروغ مىگويند ( 3 ) . يا داديم ايشان را كتابى از پيش آن ( 4 ) ، ايشان به آن دست در آويخته‌اند ( 5 ) . بل گفتند ما يافتيم پدران ما ( 6 ) را بر دينى و ما بر پى ايشان ره مىبريم . همچنين نفرستاديم در شهرى » ترساننده‌اى ، الا گفتند منعمان آن جا ( 8 ) ما يافتيم پدران ما را بر دينى و ما بر پى ايشان اقتدا مىكنيم . بگو اگر بيارم به شما راه نماينده‌تر از آنچه يافتى بر آن پدرانتان را ؟ گفتند :
هامش
( 1 ) . كلمهء « ايشان » در اساس تكرار شده است . ( 2 ) . ما : نپرستيم ما . ( 3 ) . ما : دروغزنان . ( 4 ) . ما : او ، لا : اين . ( 5 ) . ما : چنگ در زده‌اند . ( 6 ) . ما ، لا : خود . ( 7 ) . ما : ديهى . ( 8 ) . ما : ده .