چون بيافريدند ايشان را كاشك بدانند كه ايشان را چرا آفريدند .
و در خبر است كه يك روز عمر خطَّاب ( 1 ) صهيب را گفت : تو خود هيچ باز نگيرى ( 2 ) ؟ گفت : چگونه به امساك ( 3 ) كنم و خداى مىگويد ( 4 ) : * ( وَما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُه ) * .
جابر عبد اللَّه انصارى روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت :
كلّ معروف صدقة و ما وقى به المرء عرضه كتب له به صدقة و ما انفق المؤمن من نفقة فعلى اللَّه خلفها ( 5 ) ضامنا الَّا ما كان من نفقة فى بنيان او معصية
، گفت : هر معروفى و صلتى و صدقه باشد ( 6 ) و هر چه مرد به آن ( 7 ) عرض خود صيانت كند او را به آن صدقهاى بنويسد و هر نفقهاى كه كند ( 8 ) خداى تعالى ضمان كرد كه عوض باز دهد الَّا آنچه در بنيانى بدهد يا در معصيتى .
مجاهد گفت : نبايد تا از مكان اين آيه مرد اسراف كند در نفقه و اقتصاد رها كند كه روزيها بخشيده است ، باشد كه رزق او اندك بود او آنچه ( 9 ) دارد تلف كند با در خيرى خرج كند پس درويش بماند تا به مردن . و انّما مراد اقتصاد است . و ابو امامه گفت : نبايد تا شما به تأويل اين ( 10 ) اسراف كنى كه من از رسول - عليه السّلام - شنيدم ، و الَّا گوشهام ( 11 ) كر باد ، كه گفت :
ايّاكم و السّرف فى المال و النّفقة و عليكم بالاقتصاد فما افتقر ( 12 ) قوم قطَّ اقتصدوا
، گفت : دور باشى از اسراف در مال و نفقه و بر شما باد كه ميانهء كار نگاهدارى كه هيچ كس درويش نشد كه اقتصاد كرد ( 13 ) و
قال - عليه السّلام : ما عال من اقتصد ،
درويش نشود هر كه اقتصاد كند و هم [ 31 - پ ] چنين گفت - عليه السّلام - :
من فقه ( 14 ) المرء رفقه ( 15 ) فى المعيشة . و هو خير الرّازقين ،
و او
هامش
( 1 ) - دا ، افزوده : رضى اللَّه عنه .
( 2 ) - آج ، لب : نمىگيرى .
( 3 ) - دا ، آج ، لب : چگونه امساك .
( 4 ) - آج ، لب : كه خداى تعالى مىفرمايد .
( 5 ) - دا : خلفه .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : هر معروفى و صلتى صدقهاى .
( 7 ) - دا : مردمان .
( 8 ) - دا : كرد .
( 9 ) - دا ، آج ، لب : بود و آنچه .
( 10 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : آيت .
( 11 ) - آج ، لب : گوشهاام .
( 12 ) - آج ، لب : اقتصر .
( 13 ) - دا : نفقه به اقتصاد كرد .
( 14 ) - آج ، لب : فقر .
( 15 ) - دا : فقهه .