تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
* ( فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ ) * ، ايشان را جزا و پاداشت آن عمل بر ضعف ، دو چندان ( 1 ) باشد كه توقّع كنند تا بر ضعف عمل ايشان باشد و ايشان در غرفه‌هاى بهشت ايمن ( 2 ) باشند . * ( وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ ) * ، و آنان كه سعى كنند بر سبيل فساد در آيات ما و ابطال حجّت ما ، معاجزين ، قيل : معاونين و قيل : معاندين . گفتند در آن حال كه با يك ديگر ( 3 ) باشند و گفتند در آن حال كه معاند باشند . و گفتند گمان بردند كه از قبضهء قدرت ما بروند و از ما فايت شوند ، و گفتند گمان بردند كه ما را عاجز توانند كردن . و نصب او بر حال است از فاعل . * ( أُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ ) * ، ايشان در عذاب حاضر كرده باشند يعنى از عذاب بنجهند و ايشان را حاضر كنند در دوزخ كه جاى عذاب است . * ( قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ ) * ، بگو اى محمّد كه خداى من روزى فراخ كند بر آن كه او خواهد از بندگانش و تنگ كند بر آن كه خواهد . * ( وَما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ ) * ، و هر چه نفقه كنى از هر چيز كه باشد خداى تعالى عوض باز دهد . سعيد جبير گفت : مادام تا به حدّ اسراف نباشد . كلبى گفت : صدقه خواست . * ( فَهُوَ يُخْلِفُه ) * تا در دنيا عوضش باز دهد [ 31 - ر ] يا در قيامت . « ما » جزائى است براى آن كه « فا » در جواب او بيامد كه از حق جزاى شرط آن است كه چون جمله باشد « فا » با او بود . ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت ، خداى - جلّ جلاله - گفت : عبدى انفق انفق عليك ، بندهء من نفقه كن در راه من تا با تو نفقه كنم . و رسول - عليه السّلام - گفت : هيچ روز آفتاب بر نيامد و الَّا به پهلوى او دو فريشته باشند كه مىگويند : اللَّهمّ عجّل لمنفق خلفا و لممسك تلفا ، بار خدايا تعجيل كن هر نفقه كننده‌اى را عوض و هر نگاه دارنده‌اى را هلاك . و انس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : فريشته‌اى است كه ندا مىكند هر شب : ( لدوا للموت ) ، بزاييد براى مرگ ، و ديگرى مىگويد : ( ابنوا للخراب ) ، بنا كنى براى خراب . و ديگرى ندا مىكند : هب للمنفق خلفا ، نفقه كننده را عوض ده . و ديگرى مىگويد دارنده‌اى را تلف ده ، و ديگرى ندا مىكند : كاشك مردم را نيافريدندى ، و ديگرى مىگويد
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : و دو چندان . ( 2 ) - دا : آمن . ( 3 ) - دا : ياريك ديگر .