* ( فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ ) * ، ايشان را جزا و پاداشت آن عمل بر ضعف ، دو چندان ( 1 ) باشد كه توقّع كنند تا بر ضعف عمل ايشان باشد و ايشان در غرفههاى بهشت ايمن ( 2 ) باشند .
* ( وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ ) * ، و آنان كه سعى كنند بر سبيل فساد در آيات ما و ابطال حجّت ما ، معاجزين ، قيل : معاونين و قيل : معاندين . گفتند در آن حال كه با يك ديگر ( 3 ) باشند و گفتند در آن حال كه معاند باشند . و گفتند گمان بردند كه از قبضهء قدرت ما بروند و از ما فايت شوند ، و گفتند گمان بردند كه ما را عاجز توانند كردن . و نصب او بر حال است از فاعل . * ( أُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ ) * ، ايشان در عذاب حاضر كرده باشند يعنى از عذاب بنجهند و ايشان را حاضر كنند در دوزخ كه جاى عذاب است .
* ( قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ ) * ، بگو اى محمّد كه خداى من روزى فراخ كند بر آن كه او خواهد از بندگانش و تنگ كند بر آن كه خواهد . * ( وَما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ ) * ، و هر چه نفقه كنى از هر چيز كه باشد خداى تعالى عوض باز دهد . سعيد جبير گفت :
مادام تا به حدّ اسراف نباشد . كلبى گفت : صدقه خواست . * ( فَهُوَ يُخْلِفُه ) * تا در دنيا عوضش باز دهد [ 31 - ر ] يا در قيامت . « ما » جزائى است براى آن كه « فا » در جواب او بيامد كه از حق جزاى شرط آن است كه چون جمله باشد « فا » با او بود .
ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت ، خداى - جلّ جلاله - گفت :
عبدى انفق انفق عليك
، بندهء من نفقه كن در راه من تا با تو نفقه كنم . و رسول - عليه السّلام - گفت : هيچ روز آفتاب بر نيامد و الَّا به پهلوى او دو فريشته باشند كه مىگويند :
اللَّهمّ عجّل لمنفق خلفا و لممسك تلفا ،
بار خدايا تعجيل كن هر نفقه كنندهاى را عوض و هر نگاه دارندهاى را هلاك . و انس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : فريشتهاى است كه ندا مىكند هر شب :
( لدوا للموت )
، بزاييد براى مرگ ، و ديگرى مىگويد :
( ابنوا للخراب ) ،
بنا كنى براى خراب . و ديگرى ندا مىكند :
هب للمنفق خلفا ،
نفقه كننده را عوض ده . و ديگرى مىگويد دارندهاى را تلف ده ، و ديگرى ندا مىكند : كاشك مردم را نيافريدندى ، و ديگرى مىگويد
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : و دو چندان .
( 2 ) - دا : آمن .
( 3 ) - دا : ياريك ديگر .