و دروغ داشتند آنان كه پيش بودند و نرسيدند ده يك آنچه داديم ايشان را . دروغ داشتند پيغامبران مرا ، چون بود عذاب من ؟
[ 30 - ر ] بگو كه پند مىدهم شما را به يكى كه برخيزى براى خداى ، دو دو و تنها ، پس انديشه كنى :
نيست به صاحب شما از ديوانگى ، نيست او مگر ترسانندهاى شما را از پيش عذابى سخت .
بگو : آنچه خواستم از شما از مزدى ، آن شما راست . نيست مزد من الَّا بر خداى ، و او بر همه چيزى گواه است .
بگو خداى من بيفگند حق ، داناى نهانيهاست ( 1 ) .
بگو : آمد حق و ابتدا نكند باطل و نه نيز اعاده كند . ( 2 )
بگو : اگر من گمراه شوم گمراه شوم بر خود ، و اگر راه يابم به آنچه وحى مىكند به من خداى من كه او شنوا و نزديك است .
و اگر بينى چون بترسند نبود فايت شدن ، و بگيرند ايشان را از جاى نزديك .
گفتند : ايمان آورديم و چگونه باشد ايشان را ها گرفتن ( 3 ) از جاى دور .
و كافر شدند به او از پيش اين و مىاندازند به كار نهانى از جاى دور .
هامش
( 1 ) - دا : دانندهء نهانيهاست .
( 2 ) - دا : و نه باز گردد دگر باره .
( 3 ) - دا : فرا گرفتن .