خلاف كردند در آن كه اين مستثنى كيست ( 1 ) :
ابو هريره روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه گفت : از جبريل پرسيدم در اين آيت كه اينان كه باشند كه خداى استثنا كرد بقوله : * ( إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّه ) * ؟ گفت ( 2 ) :
هم الشّهداء متقلَّدين اسيافهم
، گفت : شهيدان باشند تيغها در گردن افگنده در پيرامن عرش ايستاده باشند . روز قيامت فريشتگان به استقبال ايشان شوند با نجيبانى از ياقوت ، زمامها ( 3 ) زبرجد ، پالانها سندس و استبرق نرمتر از حرير . هر گامى چشم زخمى باشد در منزّهات بهشت مىگردند ، آنگه گويند : بيايى تا بنگريم تا خداى تعالى چگونه حكم مىكند ميان خلقان . خداى تعالى به ايشان مستبشر باشد و اين علامت آن بود كه آن را كه ، [ 122 - پ ] به او استبشار كنند ، او را عذاب نباشد و حساب نباشد .
انس مالك روايت كرد كه ، يك روز رسول - عليه السّلام - اين آيت مىخواند ، چون به اين جا رسيد كه : * ( إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّه ) * ، من گفتم : يا رسول اللَّه ! اينان كهاند كه خداى تعالى استثنا كرد اينان را از نفخ صور ؟ گفت : جبرئيل و ميكايل و اسرافيل و ملك الموت - چون همه خلايق را جان بردارد - و اين چهار كس مانند ( 4 ) خداى تعالى ملك الموت را گويد : كه ماند اى ملك الموت ؟ - واو عالمتر بود - ملك الموت گويد : بار خدايا ! تو عالمترى . ما چهار كس مانديم . گويد : يا ملك الموت ! جان اسرافيل بردار . او جان اسرافيل بردارد . آنگه گويد : كه ماند ؟ گويد : جبريل و ميكايل و ملك الموت . گويد : ميكايل را جان بردار . ملك الموت قبض روح او كند . او بيفتد بمانند كوهى عظيم ( 5 ) . آنگه گويد : كه ماند ؟ گويد : بار خدايا ! ملك الموت ماند و جبريل . گويد :
مت يا ملك الموت ،
( 6 ) ، بيفتد و بميرد . جبريل ماند ( 7 ) و بس . خداى تعالى [ گويد ] ( 8 ) ، جبريل را كه : يا جبريل ! كه ماند ؟ او گويد :
بار خدايا !
وجهك الدّائم ( 9 ) الباقى و جبريل الميّت الفانى .
خداى تعالى گويد : يا جبريل ! از مرگ چاره نيست . جبريل به سجده در آيد به روى و پر مىزند و مىگويد :
هامش
( 1 ) - دا : كيستند .
( 2 ) - آج ، لب : ندارد .
( 3 ) - اساس : زمامه ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 4 ) - دا : ماندند .
( 5 ) - آج ، لب : چون كوهى بيفتد .
( 6 ) - دا ، آ ، لب ، افزوده : بمير اى ملك الموت ، ملك الموت .
( 7 ) - دا : بماند .
( 8 ) - اساس و آب : ندارد ، از دا افزوده شد .
( 9 ) - دا : الكريم .