است كه آفريدگار همه چيزهاست كه از خلق و فعل او باشد دون اعمال بندگان از كفر و معاصى . و « كلّ » ، به معنى جل و معظم است ، لقوله تعالى : . . . وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ( 1 ) . . . و قوله : . . . ثُمَّ اجْعَلْ ( 2 ) عَلى كُلِّ جَبَلٍ ( 3 ) . . . ، مراد چهار كوه است . پس اگر چه لفظ « كل » صالح باشد عموم را به دليل تخصيص توان كردن . و دليل ديگر بر آن كه « كل » بر عموم حمل نتوان كردن در آيت ، آن است كه خداى تعالى به اتفاق « شىء » است و او خالق خود نيست چون مخالف گويد ، تخصيص كنيم به دليلى ما نيز گوييم : تخصيص ( 4 ) به دليلها . * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ) * ، و او بر همه چيزى و كيل و رقيب و نگهبان و تكفّل كننده است .
* ( لَه مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، او راست كليدهاى خزاين آسمان و زمين .
واحدها مقلاد ، كمفتاح و مفاتيح و مقليد كمنديل و مناديل . و فيه لغة اخرى و هو :
اقليد و اقاليد . و گفتند : اقليد ، فارسى معّرب است و پارسى او كليد است .
حارث همدانى گفت از امير المؤمنين على - عليه السّلام - كه او گفت از رسول - عليه السّلام - پرسيدم [ 121 - ر ] كه : مقاليد آسمان و زمين چيست ؟ گفت : يا على ! از چيزى عظيم پرسيدى مرا . مقاليد آسمان و زمين آن است كه بنده هر بامداد ( 5 ) ده بار بگويد :
لا إله الَّا اللَّه و اللَّه اكبر و سبحان اللَّه و الحمد للَّه و استغفر اللَّه و لا حول و لا قوةّ الَّا باللَّه ، هو الاوّل و الاخر و الظَّاهر و الباطن له الملك و له الحمد يحيي و يميت بيده الخير و هو على كلّ شىء قدير ،
هر كه اين كلمات به بامداد و شبانگاه ده بار بگويد ، خداى تعالى او را شش خصلت بدهد :
اوّل ، از ابليس و لشكر ابليس نگاه دارد تا ايشان را بر او دستى و سلطانى نباشد .
و دوّم ، از بهشتش قنطارى دهد كه در كفّهء حسنات او از كوه احد گرانتر باشد .
سئيم ، او را به درجهء ابرار و نيكوكاران برساند .
چهارم ، جفتى دهدش از حور العين .
هامش
( 1 ) - سورهء نمل ( 27 ) آيهء 23 .
( 2 ) - اساس و آب ، آج ، لب : فاجعل ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .
( 3 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 260 .
( 4 ) - آج ، لب : تخصيص كنيم .
( 5 ) - آج ، لب ، افزوده : و شبانگاه .