آنگه خود را وصف كرد به آن كه او آمرزنده و بخشاينده است . ( 1 ) اين جمله دليل است بر صحّت رجا و بطلان قول اصحاب وعيد .
* ( وَأَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ ) * ، با خداى گريزى و رجوع با او كنى . * ( وَأَسْلِمُوا لَه ) * ، و تن در فرمان او دهى ، * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ ) * ، پيش از آن كه عذاب به شما آيد و آنگه شما را نصرت نكنند و يارى ندهند .
جابر عبد اللَّه انصارى روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : از سعادت مرد ، آن بود كه عمرش دراز بود و از دنيا بر توبه و انابت ( 2 ) برود .
* ( وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ) * ، گفت : متابعت كنى نكوترين آنچه فرود آوردند به شما از خدايتان . اگر گويند ( 3 ) : چگونه گفت نيكوترين ؟ و قرآن همه نيكوست ، در او هيچ نيست كه نه نيكوست ، گوييم : مفسّران چنين تفسير دادند كه :
متابعت كنى اوامر و نواهى قرآن را ، به اوامر مؤتمر شوى و از نواهى منزجر شوى تا كار كرده باشى بر او على احسن ما اريد منكم . حسن بصرى گفت : احسن براى [ 119 - پ ] آن گفت كه ، قرآن مشتمل است بر سه چيز : بر ذكر قبايح و ذكر ادون و ذكر احسن .
ذكر « قبايح » براى آنكرد تا اجتناب كنند ، و ذكر « ادون » براى آن كرد تا ( 4 ) در او رغبت نكنند و ذكر « احسن » ، براى آن كرد تا از آن تعدّى نكنند ، و اين تأويلى قوى ( 5 ) است .
سدّى گفت : به « احسن » ، مأمورات خواست كه امر خداى تعالى جز به حسن تعلَّق ندارد . ابن زيد گفت : مراد آن است كه دست در محكمات زنى ، آن را كار بندى و متشابهات با راسخان علم گذارى و ( 6 ) تأويلش ايشان دانند .
بعضى دگر گفتند : مراد به احسن ، واجبات و مندوبات است دون مباحات و قبايح كه امر ، به آن دو تعلَّق دارد ، و اين معنى قول حسن و سدّى است . گروهى دگر گفتند : مراد آن است كه متابعت ناسخ كنى دون منسوخ ،
هامش
( 1 ) - دا : غفور است و رحيم است .
( 2 ) - دا : انابه .
( 3 ) - آج ، لب : گويد .
( 4 ) - آج ، لب : كه .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : قريب .
( 6 ) - دا : كه .