برفتم و با او مواقعه كردم ، چون فارغ شدم و خواستم تا برگردم ، آواز داد و گفت : يا برنا ! واى بر تو از ديّان روز دين ، آن روز كه خداى حاكم باشد ميان خلقان و ظالم را به حقّ مظلوم بگيرد ! مرا برهنه رها كردى در لشكرگاه مردگان و پليد رها كردى مرا پيش خداى . رسول - عليه السّلام - گفت : بيرون كنى اين فاسق را . و مىگفت : ( ما اقربك من ( 1 ) النار ) ، چه نزديكى به دوزخ ! برنا از آن جا [ 119 - ر ] برون ( 2 ) رفت و سر در بيابان نهاد و مىگريست و تضرّع مىكرد و با خداى توبه مىكرد . يك روز گفت :
اى خداى محمّد و آدم و حوّا ! به منزلتى كه اينان را هست بنزديك تو كه اگر توبهء من قبول كردهاى و مرا بيامرزيدهاى ، رسول را باز نماى و صحابهء او را ، و الَّا آتشى از آسمان بفرست و مرا بسوز و مرا از عذاب آخرت برهان . جبريل آمد پرّها ( 3 ) افلاخته ، پرى به مشرق زمين و پرى به مغرب زمين و گفت : يا محمّد ! خدايت سلام مىكند ( 4 ) و مىگويد : اين خلقان را تو آفريدى يا من ؟ گفت : بار خدايا : لا ، بل مرا و ايشان را تو آفريدى . گفت : مىگويد : تو روزى مىدهى ايشان را ؟ گفت : نه ، مرا و ايشان را تو روزى مىدهى . گفت : توبهء ايشان تو قبول كنى يا من ؟ گفت : لا ، بل انت ( 5 ) ، تو قبول كنى . گفت : پس چرا آن ( 6 ) بندهء مرا نوميد كردى ؟ او را باز خوان و توبهء او قبول كن ( 7 ) و بگو او را كه : توبهء او قبول كردم و بر او رحمت كردم و اين آيت آورد الى قوله : * ( إِنَّ اللَّه يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) * . رسول - عليه السّلام - او را بخواند و بشارت داد .
و اين آيت دليل است بر اصحاب وعيد . و آنان كه گفتند : خداى تعالى گناه نيامرزد بىتوبه ( 8 ) ، براى آن كه خداى تعالى مسرفان را كه اسراف كرده باشند در ارتكاب كباير و از حد ببرده باشند بنده ( 9 ) خواند ايشان را و در رحمت و مغفرت طمع افگند ، و گفت : * ( لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه ) * ، آنگه گفت : خداى گناهان بيامرزد و همه بيامرزد و توبه شرط نكرد ، بل به اطلاق ( 10 ) گفت .
هامش
( 1 ) - دا : الى .
( 2 ) - دا : بيرون .
( 3 ) - دا : پرها بر .
( 4 ) - دا : مىرساند .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : ندارد .
( 6 ) - دا : اين .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : بپذير .
( 8 ) - آج ، لب : به توبه .
( 9 ) - دا : بر ره .
( 10 ) - دا : نكردند به اطلاق .