موت على الفعل المجهول . و باقى قرّا ، قضى عليها الموت ، بر فعل مستقيم و نصب موت .
از عبد اللَّه عبّاس روايت كردند كه او گفت كه : آدمى را نفسى باشد و روحى .
نفس آن است كه قوام عقل و تميز با آن باشد ، چون مرد بخسبد ، قبض آن نفس كنند و [ 115 - ر ] روح آن است كه قوام حيات به آن باشد ، چون مرد بميرد آن باطل شود . و بر اين قول ، تأويل نفس بر عقل شايد گرفتن .
و ابو هريره روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : چون يكى از شما خواهد بخسبد ( 1 ) ، بايد تا بر دست راست خسبد و بگويد :
اللَّهم باسمك وضعت جنبي و بك ارفعه ان امسكت نفسي فاغفر لها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصّالحين .
* ( أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه شُفَعاءَ ) * ، گفتند : « ام » ، به معنى بل است . گفتند : بل بگرفتند اين كافران بدون خداى شفاعت كنندگانى از بتان . و ذلك قوله : . . . شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه ( 2 ) . . . ، * ( قُلْ ) * اى محمّد ( 3 ) : * ( أَ وَلَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَلا يَعْقِلُونَ ) * ، و اگر چه ايشان مالك نباشند چيزى را از شفاعت ، و عقل ندارند تا عبارت شما بدانند ايشان را . و جواب لو ( 4 ) محذوف است ، و التّقدير : لكان لهم الشّفاعة مع هذه الايات ، يعنى ، اگر چه چنيناند ايشان را شفاعت باشد بر سبيل تقريع و انكار و ملامت .
* ( قُلْ لِلَّه الشَّفاعَةُ جَمِيعاً ) * ، بگو اى محمد كه : شفاعت همه خداى راست تا هر كه شفاعت كند جز به فرمان او نتواند كردن . * ( لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، ملك آسمان و زمين او راست ، * ( ثُمَّ إِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * ، پس شما را با پيش او برند .
* ( وَإِذا ذُكِرَ اللَّه وَحْدَه ) * ، گفت : چون ( 5 ) نام يك خداى برند پيش اين كافران ، دل آنان كه به قيامت ايمان ندارند تنگ شود و منقبض . اين قول عبد اللَّه عبّاس و مقاتل است . قتاده گفت : كافر شود و مستكبر . ضحّاك گفت : نافر شود . كسائى گفت : به خشم آيد . و اصل كلمت « نفور » و « ازورار » بود ، قال عمرو بن كلثوم :
هامش
( 1 ) - آج ، لب : خسپد .
( 2 ) - سورهء يونس ( 10 ) آيهء 18 .
( 3 ) - آج ، لب : بگوى اى محمّد .
( 4 ) - اساس : او ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 5 ) - آج ، لب : چند .