خداى و آن كه ( 1 ) بودم از جمله فسوس كنا ( 2 ) .
يا گويد اگر خداى ره نمودى مرا بودمى از پرهيزكاران .
يا گويد آنگه كه بيند عذاب يا باشد مرا بازگشتى باشم از نيكوكاران .
آرى آمد به تو آيتهاى ( 3 ) من ، دروغ داشتى آن را و بزرگوارى كردى و بودى از كافران .
و روز قيامت بينى آنان را كه دروغ گفته باشند بر خداى ، رويهاى ايشان سياه . نيست در دوزخ جاى متكبّران را ؟
برهاند خداى آنان را كه پرهيزكار باشند به ظفرهاى ايشان ، نرسد به ايشان بدى ( 4 ) و نه ايشان [ دلتنگ اندوهگن باشند ] ( 5 ) .
خداى آفريدگار ( 6 ) همه چيزى است و او بر همه چيزى را تكفّل كنند ( 7 ) .
او راست كليدهاى آسمانها ( 8 ) و زمين و آنان كه كافراند به آيتهاى خداى ايشان زيانكاراناند .
بگو جز خداى را مىفرمايى كه پرستم اى نادانان ؟
[ 116 - پ ] وحى كردند به تو و به آنان كه پيش تواند اگر
هامش
( 1 ) - دا : و اگر .
( 2 ) - دا : افسوس كنندگان . فسوس كنا / فسوس كنان .
( 3 ) - دا : حجتهاى .
( 4 ) - دا : بنه پسايد بدى .
( 5 ) - اساس و آب ، ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 6 ) - دا : آفرينندهء .
( 7 ) - كذا ، در اساس و آب ، دا : و او بر همه چيزى و كيل است .
( 8 ) - آب : آسمان .