نيست و من پيغامبر اويم . گفتم : و من يصدّقك على هذا ، تو را بر اين كه باور مىدارد ؟ گفت :
( صبى و امراة )
، كودكى و زنى ، يعنى ، خديجه و على ( 1 ) . از اين جا گفت رسول - عليه السّلام - :
صلَّت الملائكة علىّ و على علىّ سبع ( 2 ) سنين لأنّه لم ترفع من الارض الى السّماء صلاة الَّا منّى و من علىّ
، گفت : هفت سال فريشتگان بر من و بر على صلاة فرستادند ، براى آن كه در اين هفت سال نمازى به آسمان نبردند از زمين الَّا از من و از على . و او گفت قطعهاى ( 3 ) :
صدّقته و جميع النّاس في بهم من الضّلالة و الاشراك و النّكد فالحمد للَّه شكرا لا شريك له البرّ بالعبد و الباقى بلا امد
* ( أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ) * ، گفت : ايشان متّقياناند ، اين دليل مىكند بر آن كه مراد به آيت رسول است و معصومان ، كه گفت : ايشان متّقياناند ، و آن كس كه خداى بر تقوى و پرهيزگارى او گوايى دهد ، جز معصوم نباشد .
* ( لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * ، ايشان راست آنچه خواهند ( 4 ) و آرزو كنند نزديك خدايشان ( 5 ) .
[ 114 - ر ] * ( ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ ) * ، اين جزاى نيكوكاران است .
* ( لِيُكَفِّرَ اللَّه عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا ) * ، تا مكفّر كند خداى تعالى سيّئات اعمال ايشان را به توبه ، يعنى ، اسقاط عقاب آن كند . * ( وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ، و جزا دهد ايشان را مزدشان به نيكوتر ( 6 ) آنچه ايشان كرده باشند .
* ( أَ لَيْسَ اللَّه بِكافٍ عَبْدَه ) * ، حمزه و كسائى و خلف خواندند : « عباده » ، به الف على الجمع و باقى قرّا : « عبده » ، على الواحد . حق تعالى گفت : خداى بس نيست كفايت كننده بندگانش را ! و بر قراءت آن كس كه « عبده » خواند بر واحد ( 7 ) ، بندهاش را بر جنس . و گفتند : مراد رسول است - عليه السّلام - * ( وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِه ) * ،
هامش
( 1 ) - آج ، لب : على و خديجه .
( 2 ) - اساس : سبعة ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 3 ) - آج ، لب : قطعة .
( 4 ) - آج ، لب : خواهند از او .
( 5 ) - آج ، لب : خداى ايشان .
( 6 ) - آج ، لب : نيكوتر .
( 7 ) - آج ، لب ، افزوده : گفت .