قتاده گفت و مقاتل : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، رسول است ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، مؤمنان .
عطا گفت : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، پيغامبراناند ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، امّتان ايشان .
و در اخبار ما ، از ائمّه - عليهم السّلام - آوردند و از بعضى صحابه كه : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، رسول اللَّه ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، امير المؤمنين على است .
در خبر است كه چون رسول را - عليه السّلام - شب معراج به آسمان بردند ، ملكوت آسمان بر او عرضه كردند ، گفتند : برو و قوم را خبر ده . گفت : بار خدايا ! [ 113 - پ ] مرا دروغ دارند ، گفت : ( يصدقك على
و هو الصديق الاكبر
) ، ( 1 ) دليل بر آن كه او صدّيق اكبر است ، آن است كه مخالفان و موافقان در اخبار آوردند كه :
الصّدّيقون ثلثة : حزقيل مؤمن آل فرعون و حبيب النجار مؤمن آل ياسين و علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - و هو خيرهم و سيّدهم ،
پيغامبر عليه السّلام گفت : صدّيقان سهاند : حزقيل است مؤمن آل فرعون و حبيب نجّار است مؤمن آل ياسين و على بن ابى طالب - و او بهترين و سيّد ايشان است . بيان ديگر آن كه گفت در دگر ( 2 ) آيت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ( 3 ) ، يعنى حمزة و جعفرا و عليّا .
و در خبر است كه روزى رسول - عليه السّلام - سريّتى را به غزايى مىفرستاد ، على ( 4 ) را بر ايشان امير كرد ، آنگه [ گفت ] ( 5 ) : كيست از شما كه فضل و صدق پسر عمّ من از قرآن بيارد ؟ عمّار بر پاى خاست ، گفت : من بگويم يا رسول اللَّه ؟ گفت : بيار .
گفت ، قوله تعالى : * ( وَالَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِه ) * . رسول گفت :
كفاك اللَّه يا عمّار كلّ مهمّ .
أبو ذر گفت : من حاضر بودم كه عمّار اين گفت . فضل بن شاذان گفت : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، رسول است صادقى كه جز او صادقى نبود در آن وقت ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، علىّ بن ابى طالب مصدّقى كه در آن وقت مصدقى نبود جز او .
زيد بن جناب گفت : پيش رسول رفتم در بدايت كار و گفتم : يا محمّد ! چه مىگويى تو ( 6 ) ؟ گفت ، مىگويم :
لا إله الَّا اللَّه و انا رسوله
، بجز خداى ، خداى
هامش
( 1 ) - آج ، لب ، افزوده : تو را صديق اكبر تصديق كند ، و آن على بن ابى طالب است - صلوات اللَّه و سلامه عليه .
( 2 ) - آج ، لب : ديگر .
( 3 ) - سورهء توبه ( 9 ) آيهء 119 .
( 4 ) - آج ، لب : حضرت امير المؤمنين على .
( 5 ) - اساس و آب : ندار ، دا ، افتادگى دارد ، از آج ، افزوده شد .
( 6 ) - آج ، لب : چه گويى يا محمّد تو .