خصومت ميان ما و اهل كتاب باشد در قيامت ، و گفتيم ( 1 ) : ما را خصومت نباشد كه دين ما يكى است و پيغامبر و كتاب ما يكى است تا بديديم كه مسلمانان به تيغ روى به يك ديگر كردند و يك ديگر را كشتن گرفتند ، بدانستيم ( 2 ) كه خصومت اين است .
ابو سعيد خدرى گفت : من هر وقت گفتمى كه ما را دين يكى است و كتاب و پيغامبر يكى است ، اين خصومت چيست تا روز جمل و صفّين بديديم ؟ گفتم :
خصومت اين است . و حمل كردن بر عموم اوليتر باشد ، چنان كه شاعر گفت :
تنام و لم تنم عنك المنايا
تنبّه للمنيّة يا نوؤم
ستدرى فى المعاد اذا التقينا
غدا عند الحساب من الظَّلوم ( 3 )
[ الى ديّان يوم الدّين تمضى
و عند اللَّه يجتمع الخصوم ] ( 4 )
* ( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّه ) * ، گفت : كيست ظالمتر از آن كس كه او دروغ گفت بر خداى ، * ( وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ ) * ، و راست را دروغ داشت ؟ گفتند : مراد به صدق ، قرآن است ، يعنى ، قرآن به دروغ داشت . * ( إِذْ جاءَه ) * ، چون آمد به او ، * ( أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ ) * ، آنگه گفت بر طريق تقريع و ملامت : در دوزخ جاى نيست كافران را ، يعنى ، جاى هست ايشان را ( 5 ) به سزا .
* ( وَالَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِه ) * ، گفت : و آن كس كه او صدق و راستى آورد . مفسّران خلاف كردند . بعضى گفتند : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، جبريل است ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، پيغامبر است كه جبريل بياورد و رسول - عليه السّلام - تلقّى كرد به قبول .
عبد اللَّه عبّاس گفت : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، رسول است كه صدق آورد ، و آن گفتن « لا إله الَّا اللَّه » بود ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، هم اوست ( 6 ) ، آرنده اوست و تصديق كننده او و مبلَّغ به خلق او .
ابو العاليه و كلبى گفتند : * ( جاءَ بِالصِّدْقِ ) * ، رسول است ، * ( وَصَدَّقَ بِه ) * ، ابو بكر .
هامش
( 1 ) - آج ، لب : گفت .
( 2 ) - آج ، لب : بدانستند .
( 3 ) - آج ، لب : المظلوم .
( 4 ) - اساس ، آب ، ندارد ، دا ، افتادگى دارد ، از آج ، افزوده شد .
( 5 ) - آج ، لب : افزوده : جاى .
( 6 ) - آج ، لب : او راست .