تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
خداى خذلان كند ، او را توفيق دهنده‌اى جز او نباشد . اين تأويل ( 1 ) است . و تأويل ديگر آن كه : هر كه را خداى از ره بهشت گمراه كند ، او را رهنمايى به بهشت نباشد . تأويل سه‌ام آن كه : اگر خداى تعالى روا بودى كه كسى را از ره دين اضلال كرديدى ( 2 ) ، كس بر خلاف خداى او را هدايت نتوانستى دادن . تأويل چهارم آن كه : آن كس را كه خداى به ضلال او حكم كند و او را ضالّ ( 3 ) خواند ، كس به هدايت او حكم نكند و او را مهتدى نخواند . * ( أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِه سُوءَ الْعَذابِ ) * ، گفت : آن كس كه او عذاب دوزخ را به روى باز يابد ، يعنى ، تلقّى كند و به روى فراز گيرد ( 4 ) . مجاهد گفت : معنى آن است كه ، او را بر روى در آتش اندازند . عطا گفت : او را در دوزخ اندازند . اول ( 5 ) جاى از اندام او كه آتش به او شتابد رويش باشد از آن كه روى پيش جز خداى بر زمين نهاده باشد . مقاتل گفت : معنى آن است كه ( 6 ) كافر ( 7 ) را چون در دوزخ اندازند ، سنگى عظيم از كبريت در گردن او كرده باشند . آتش در او افتد و به روى او بر آيد اوّل همه چيزى ، و دستهايش بسته باشد ، به دست از روى دفع نتواند كردن . و در آيت حذفى و اختصارى هست ، و التّقدير : افمن يتّقى بوجهه سوء العذاب كمن هو امن من العذاب ، چنان كه در دگر آيات ( 8 ) برفت . و مثله فى المعنى : . . . أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ ( 9 ) . . . سعيد بن المسيّب گفت : آيت در ابو جهل آمد . * ( وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ) * ، اى و يقال . ماضى به معنى مستقبل است و نظاير اين بسيار است ، گفت ، گويند ظالمان را : * ( ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ) * ، بچشى آن كه كرده‌اى ، يعنى و بال و جز اى آنچه ( 10 ) كرده‌اى ، و اين قول كافران را ، خزنهء دوزخ گويند .
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : اين يك تأويل . ( 2 ) - دا ، آج ، لب : كردى ، آب ، كردندى . ( 3 ) - آج ، لب : به قتال . ( 4 ) - دا : قرار گيرد ، آج ، لب : باز گيرد . ( 5 ) - آج ، لب : و اوّل . ( 6 ) - آج ، لب : كه چون . ( 7 ) - دا ، آب : كافران . ( 8 ) - آب : ذكر آيات آج ، لب : آيات ديگر . ( 9 ) - سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 40 . ( 10 ) - آج ، لب : آن كه .