يا رسول اللَّه ! « انشراح صدر » چگونه باشد ؟ گفت : چون نور الهى در دل مؤمن شود ، دلش روشن شود و فراخ . گفتيم : يا رسول اللَّه ! علامت آن چه باشد ؟ گفت : آن كه بنده از سراى غرور رجوع كند با سراى خلود و مرگ را ببجارد ( 1 ) پيش از آن كه مرگ به او آيد . ثمالى گفت : آيت در عمّار ياسر آمد . مقاتل گفت : * ( أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّه ) * ، رسول است . * ( فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّه ) * ، ابو جهل است و اولى تر آن باشد كه محذوف در آيت اين باشد : افمن شرح اللَّه صدره للاسلام فهو على نور من ربّه كمن قسا قلبه ، آنگه اين بيفگند لدلالة القاسية قلوبهم عليه ، گفت : واى آن كس كه دلش سخت باشد از ذكر خداى تعالى ! ابو سعيد خدرى روايت كرد كه ، رسول - عليه [ السّلام ] ( 2 ) - گفت : حاجت نزديك ( 3 ) سهل جانبان امّت من طلب كنى كه من رحمت خود در دلهاى ايشان نهادهام و از سخت دلان طلب مكنى كه من سخط خود در دل ايشان نهادهام . ابو ادريس خولانى روايت كرد از ابو الدّردا كه ، رسول - عليه السّلام - گفت :
انّ اللَّه رفيق يحبّ الرّفق ( 4 ) فى الامور ( 5 ) كلَّها و يحبّ كلّ قلب خاشع حزين رحيم يعلَّم النّاس الخير و يدعوا الى طاعة اللَّه و يبغض كلّ قلب قاس لاه ينام اللَّيل كلَّه ، فلا يذكروا اللَّه ( 6 ) و لا يدري يردّ عليه روحه ام لا
، گفت : خداى تعالى رحيم است ، مدارا دوست دارد در همه كارها ، و دوست دارد هر دلى خاشع نرم ، اندوهناك با رحمت را كه مردمان را خير آموزد و خلق را به اطاعت خداى خواند و دشمن دارد هر دلى سخت ( 7 ) به بازى مشغول ، همه ( 8 ) شب بخسبد ذكر خداى نكند ، نداند كه روح با او دهند يا نه ؟
مالك دينار ( 9 ) گفت : بنده را به هيچ تازيانه نزدند بتر از قساوت دل . و خداى بر هيچ قوم خشم نگرفت الا رحمت از دل ايشان بستد ، قوله : * ( أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * ،
هامش
( 1 ) - لب : ببچارد .
( 2 ) - اساس و آب ، افتادگى دارد ، از دا ، افزوده شد .
( 3 ) - دا : به نزديك .
( 4 ) - اساس : الرزق ، به قياس با معنى حديث و نسخه دا ، تصحيح شد .
( 5 ) - دا : الامر ، آج ، لب : الامّة .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : يذكر اللَّه .
( 7 ) - دا : سخت را .
( 8 ) - دا : كه همه .
( 9 ) - دا : مالك بن دينار .