تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
نيست خداى كفايت كننده بنده‌اش ( 1 ) و مىترسانند تو را به آنان كه جز اويند و هر كه را گمراه كند خداى ، نيست او را از رهنماى . و هر كه را ره نمايد خداى ، نباشد او را گمراه كننده‌اى ، نيست خداى قوى خداوند كينه كشيدن . و اگر پرسى از ايشان كه : كه آفريد ( 2 ) آسمانها و زمين ؟ گويند : خداى بگو : بينى شما آنچه مىخوانى از فرود خداى ( 3 ) اگر خداى خواهد مرا به آفتى هستند ايشان بردارندهء آفت او يا خواهد مرا به رحمت هستند ايشان بر دارندهء رحمت او ، بگو : بس است مرا خداى بر او اعتماد كنند اعتماد كنندگان . بگو اى مردمان ( 4 ) ! بكنى بر توانايىتان كه من خواهم كردن بدانى ( 5 ) . آن را كه آيد به او عذابى كه خوار بكند او را و فرود آيد به او عذابى ايستاده ( 6 ) . [ 110 - ر ] ما فرستاديم بر تو كتاب براى مردمان به راستى ، هر كه ره يابد ( 7 ) براى خود و هر كه گمراه شود ، گمراه شود بر خود و تو نيستى بر ايشان و كيل . خداى جان بردارد جانها وقت مرگش و آن كه نمرد ( 8 ) در خوابش باز گيرد
هامش
( 1 ) - دا : بنده‌اش را . ( 2 ) - دا : از ايشان كه بيافريد . ( 3 ) - دا : جز خداى . ( 4 ) - دا : قوم . ( 5 ) - دا : زود بدانيد . ( 6 ) - دا : هميشه . ( 7 ) - دا : راه راست يابد . ( 8 ) - اساس : بمرد ، با توجه به نسخه دا ، تصحيح شد .