تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
گفت : مرا باز نشانى . او را باز نشاندند . او ( 1 ) پشت باز داد و گفت ، سمعت جدّي رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و على آله - يقول : يا بنىّ انّ فى الجنّة شجرة يقال لها شجرة البلوى ، يؤتى باهل البلاء فلا ينصب لهم ميزان و لا ينشر لهم ديوان ، يصبّ عليهم الأجر صبّا . ثمّ تلا رسول اللَّه : انّما يوفّى الصّابرون اجرهم به غير حساب ( 2 ) . ابو هريره روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت : هر كه او از ( 3 ) جملهء خداوندان عقل باشد ، گو صبر كن بر مكاره و بلا كه آن ( 4 ) آيت عقل است و كمال تقوى ، و جزع آيت جهل و علامت نادانى است ( 5 ) . و هر كه جزع كند ، جزع او را به دوزخ برد . و در قيامت ظفر نيابند الَّا صابران ، كه خداى تعالى در حقّ ايشان مىگويد : * ( إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * . و قال اللَّه تعالى : . . . وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ ، سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ( 6 ) * ( قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّه ) * [ 107 - پ ] * ( مُخْلِصاً لَه الدِّينَ ) * ، گفت : بگو اى محمّد كه : مرا فرموده‌اند تا خداى را پرستم خالص بكرده . براى او عبادت ، كه به او شرك نيارم . و مرا فرموده‌اند كه : اوّل مسلمانان باشم از امّت ( 7 ) . * ( قُلْ إِنِّي أَخافُ ) * ، بگو اى محمّد كه : من مىترسم ( 8 ) اگر ( 9 ) در خداى عاصى شوم و جز او را پرستم ، از عذاب روزى عظيم ، يعنى روز قيامت . و اين آنگه بود كه قوم او را دعوت كردند با دين خود . * ( قُلِ اللَّه أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَه دِينِي ) * ، خداى گفت : بگو اى محمّد كه من خداى را پرستم و عبادت خود ( 10 ) او را خالص بكنم .
هامش
( 1 ) - آج ، لب : و . ( 2 ) - آج ، لب افزوده : گفت در بهشت درختى است كه آن را درختى بلوى گويند فرداى قيامت اهل بلا را بيارند ، ايشان را ترازوى بر ندارند و ديوانى بر نه افلاخند ، بل مزد بر ايشان ريزند ، ريختنى ، آنگه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - اين آيت بر خواند : انّما يوفّى الصّابرون اجرهم به غير حساب . ( 3 ) - دا ، آج ، لب : هر كه او خواهد كه از . ( 4 ) - دا : اين . ( 5 ) - آج ، لب : آيت جهل است و علامت نادانى . ( 6 ) - سورهء رعد ( 13 ) آيه‌هاى 23 و 24 . ( 7 ) - دا ، آج ، لب : از اين امّت . ( 8 ) - دا : كه مىترسم ، آج ، لب : كه من ترسم . ( 9 ) - آج ، لب : كه ، ( 10 ) - آج ، لب : ندارد .