و شطر اى مشتاقان ( 1 ) له ارقان وقف عليه فى حال الوصل . و ابن كثير و كسائى و ابو جعفر خواندند و خلف نيز :
يرضه ، به ضمّ « ها » به اشباع . و باقى قرّا به اشباع .
* ( ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ ) * ، گفت : پس با خداست ( 2 ) بازگشت شما ، يعنى با جايى كه در آن جا حكم او را باشد و هيچ كس را حكم نبود آن جا . * ( فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ، [ 106 - ر ] خبر دهد شما را به آنچه كرده باشى . و اين بر سبيل تهديد و وعيد است ، يعنى خبر دهد ( 3 ) شما را . * ( إِنَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ) * ، كه او عالم است و دانا به اسرار دلها ، هيچ بر او پوشيده نشود .
* ( وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّه مُنِيباً إِلَيْه ) * ، گفت : از خوى آدمى آن است كه چون بلايى به او رسد ، خداى را بخواند و با درگاه او رجوع كند و با او گريزد . و نصب « منيبا » بر حال است ، يعنى در حال كه تائب ( 4 ) باشد ، و اناب و تاب ( 5 ) ، به يك معنى باشد . * ( ثُمَّ إِذا خَوَّلَه نِعْمَةً مِنْه نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْه مِنْ قَبْلُ ) * ، چون نعمتى دهد او را فراموش كند آنچه خوانده باشد ( 6 ) پيش از آن ( 7 ) ، يعنى خداى را فراموش كند ، يعنى خداى را در آن حال ( 8 ) سختى ياد دارد در حال آسانى فراموش كند .
و التّخويل ، العطيّة و المنحة ( 9 ) . فرّا گفت : روا بود كه « ما » به معنى « من » باشد ، چنان كه گفت : . . . فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ( 10 ) . . . و روا بود كه « ما » مصدرى بود ، و التقدير : نسى دعاءه . * ( وَجَعَلَ لِلَّه أَنْداداً ) * ، و خداى را امثال و اضداد و شركا كند ، يعنى با او ( 11 ) انباز گيرد در عبادت . * ( لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِه ) * ، تا گمراه كند از ره او . * ( قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا ) * ، گفت : يا محمّد ! بگو اين كافر ( 12 ) را : * ( تَمَتَّعْ ) * ، برخوردار شو
هامش
( 1 ) - آج ، لب : مشتاقا .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : خداى است .
( 3 ) - دا ، آج ، لب : جزا دهد .
( 4 ) - اساس : قايت ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 5 ) - اساس : ناب ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 6 ) - دا : خواسته باشد .
( 7 ) - دا : از اين .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : در حال .
( 9 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : قال ابو النجم :اعطى فلم يبخل و لم يبخّل
كوم الذّرى من خول المخوّل( 10 ) - سورهء نساء ( 4 ) آيهء 3 .
( 11 ) - دا : يعنى او .
( 12 ) - دا : كافران .