را ؟ و گفتند : چون مىگردانند شما را از عبادت او با عبادت ( 1 ) جز او با چندين آيات و بيّنات .
* ( إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّه غَنِيٌّ عَنْكُمْ ) * ، گفت : اگر كافر شوى به خداى ، خداى از شما بىنياز است ، كفر شما او را هيچ زيان ندارد . * ( وَلا يَرْضى لِعِبادِه الْكُفْرَ ) * ، او ( 2 ) راضى نباشد به كفر بندگان ، و كفر نپسندد براى ايشان . و اين آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى كفر نيافريند و نخواهد براى آن كه رضا ، ارادت باشد ( 3 ) على بعض الوجوه ، اگر ( 4 ) راضى بودى مريد بودى . * ( وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَه لَكُمْ ) * ، و اگر شاكر شوى و شكر نعمت او گزارى ( 5 ) بپسندد از شما . و اين دليل است بر آن كه خداى ( 6 ) مريد طاعات است و در اين دو لفظ دليل است بر آن كه ، خداى ( 7 ) ، مريد طاعت ( 8 ) است و كاره معصيت . * ( وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ) * ، و هيچ نفس بار گران ديگر نفس ( 9 ) بر نگيرد ، يعنى ، كس ( 10 ) را به گناه ديگرى بنگيرد ( 11 ) ، [ و بار عقوبت گناه او ( 12 ) بر اين ننهند . و اين نيز دليل عدل است و دليل بطلان مذهب مجبّره كه روا دارند كه خداى تعالى به گناه گناهكارى ديگر ( 13 ) را بگيرد . ] ( 14 ) و اطفال كفّار را به گناه پدران عقوبت نكند ( 15 ) . و سوسى ( 16 ) و ابن فرج عن البردى ( 17 ) و يحيى و كسائى عن ابى بكر خواندند . يرضه لكم ، به اسكان « ها » ابو الحسن اخفش گفت : اين لغت بعضى عرب است ، و قد قال شاعرهم :
هامش
( 1 ) - اساس ، عيادت خوانده مىشود ، كه با توجه به نسخه بدلها و فحواى عبارت تصحيح شد .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : واو .
( 3 ) - دا : اراده بود .
( 4 ) - آج ، لب : و اگر .
( 5 ) - دا : كنى آن .
( 6 ) - آج ، لب : ندارد .
( 7 ) - آج ، لب : خداى .
( 8 ) - آج ، لب : طاعات .
( 9 ) - آج ، لب : نفسى ديگرى .
( 10 ) - آج ، لب : كسى .
( 11 ) - دا ، آج ، لب : نگيرند .
( 12 ) - آج ، لب : و بار و عقوبت او .
( 13 ) - آج ، لب : خداى تعالى به گناه كارى ديگرى .
( 14 ) - اساس و آب افتادگى دارد ، از دا ، آورده شد .
( 15 ) - دا : كند ، آج ، لب : كنند ، كه بر متن راجح مىنمايد ، ضبط متن صرف نظر از عبارات داخل قلَّاب صحيح مىنمايد .
( 16 ) - دا : و سدّى .
( 17 ) - دا ، آج ، لب : الزيدى .