آمده ، نه از كلام بشر است و نه كلام جن و ملايكه ، بل كلام خداى عزيز ( 1 ) و منيع غالب محكم كار درست كردار .
آنگه گفت : * ( إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ) * ، ما فرو فرستاديم كتاب را به تو به حق و راستى . * ( فَاعْبُدِ اللَّه مُخْلِصاً لَه الدِّينَ ) * ، خداى را پرست اى محمّد ! خطاب به او و مراد از او جملهء مكلَّفان خالص بكرده او را دين و طاعت ، چنان كه در عبادت به او ( 2 ) شرك نيارى . و نصب مخلصا بر حال است .
* ( أَلا لِلَّه الدِّينُ الْخالِصُ ) * ، دين خالص خداى راست . قتاده گفت : به اين دين كلمهء شهادت خواست ، گفتن : لا إله الَّا [ اللَّه ] ( 3 ) . اهل معانى گفتند : معنى آن است كه عبادت خالص سزد ( 4 ) ، چه جز خداى مستحقّ عبادت نيست . * ( وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ ) * ، آنگه گفت : آنان كه بدون خداى بتان مىپرستند و ايشان را خدايان گرفتهاند ، * ( ما نَعْبُدُهُمْ ) * ، و التّقدير : يقولون ما نعبدهم . سبب نزول آيت آن بود كه رسول - عليه السّلام - تسفيه احلام ايشان كرد و گفت : جمادى را كه از او هيچ خير و شر و نفع و ضر نيايد مىپرستى ؟ اين از كجا مستحق عبادت است ! و اينان چه نعمت كردند بجاى شما ، يا چه خلق آفريدهاند ؟ ايشان ( 5 ) گفتند : ما مىدانيم كه ما را و آسمان و زمين ( 6 ) خداى آفريده است و اين ( 7 ) عبادت ما خداى را بنشايد . ما اينان را براى آن مىپرستيم تا ما را به خداى نزديك كنند . و قوله : * ( زُلْفى ) * ، مصدرى است نه از لفظ فعل ، چنان كه گويند : اعجبنى حبّا شديدا ، و المعنى اعجابا شديدا ، براى آن كه معنى يكى است ، يعنى : الى اللَّه تقريبا .
كلبى گفت ، جواب ( 8 ) در سورت احقاف است آن جا كه گفت : فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه قُرْباناً آلِهَةً ( 9 ) - الآية . آنگه گفت : * ( إِنَّ اللَّه يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي ما هُمْ فِيه يَخْتَلِفُونَ ) * ، خداى حكم كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه در او
هامش
( 1 ) - دا : خداى است عزيز ، آج ، لب : خداى عزيز است .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : با او .
( 3 ) - اساس : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 4 ) - دا : خداى را بسزد ، آج ، لب : شود .
( 5 ) - آج ، لب : اينان .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : زمين را .
( 7 ) - دا : لكن ، آج ، لب : ليكن .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : جواب اين .
( 9 ) - سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 28 .