سليمان - عليه السّلام - از آن بىخبر بود . آصف بن برخيا ( 1 ) از آن حالش خبر داد ، دستورى خواست از سليمان تا خطبهاى ( 2 ) كند و بر پيغامبران ثنا گويد . گفت ( 3 ) : روا باشد . او خطبهاى ( 4 ) و بر پيغامبران ثنا كرد و بر سليمان ثنايى كه ( 5 ) به روزگار صغر و روزگار گذشته باز بست . سليمان از آن دلتنگ شد . چون آصف از منبر به زير آمد گفت : چگونه ( 6 ) پيغامبران را بر عموم ( 7 ) روزگار ثنا گفتى و حديث من به روزگار گذشته باز بستى ؟ گفت : براى آن چنين كردم كه چهل روز است تا در سراى توبت مىپرستند و تو بىخبرى . چون خبر يافت ، برفت و آن تمثال بشكست و آن زن را محبوس كرد ( 8 ) . از ( 9 ) مجلس حكم باز آمد ، خواست تا به طاهرت ( 10 ) جاى در شود ، بر عادت انگشترين بيرون كرد و به زنى داد از زنان خود . و ( 11 ) انگشترى بود كه ملك سليمان و نبوّت به او پيوسته بود ( 12 ) كه جنّ و انس و شياطين و سباع و طيور مسخّر آن بودند . خداى تعالى شبه سليمان بر ديو ( 13 ) افگند ، نام او صخر ، تا بيامد و انگشترى بستد و بر جاى سليمان بنشست و همهء رعيّت از جنّ و انس او را مسخّر شد . و خداى شبه آن ديو بر سليمان افگند . چون ( 14 ) زن را گفت : انگشترى مراده . بانگ بر او زد و او را براند و گفت : انگشترى ، سليمان بستد . و تو ديوى آمدهاى تا به مكر و حيلت انگشترى بگيرى ( 15 ) و سليمان هر جاى ( 16 ) كه رفت ، گفتند : تو ديوى و او را باور نداشتند . او بدانست كه آن فتنه ( 17 ) است از خداى تعالى . روى در بيابان نهاد . چهل روز در بيابانها مىگرديد و تضرّع مىكرد تا خداى توبهاش ( 18 ) قبول كرد ، و اين ( 19 ) در
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : آصف برخيا .
( 2 ) - اساس : خطبه ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 3 ) - دا : گفتند .
( 4 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : كرد .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : كه گفت .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : چگونه كه .
( 7 ) - اساس : عمومه ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 8 ) - دا : بكرد .
( 9 ) - دا ، آج ، لب : چون از .
( 10 ) - دا ، آج ، لب : به طهارت .
( 11 ) - دا ، آج ، لب : و آن .
( 12 ) - دا : در او بسته بود ، آج ، لب : به او بسته بود .
( 13 ) - دا ، آج ، لب : ديوى .
( 14 ) - آج ، لب : چون آمد و .
( 15 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : از من .
( 16 ) - دا ، آج ، لب : كجا .
( 17 ) - دا : فتنهاى است .
( 18 ) - اساس و آب : توبهش .
( 19 ) - دا ، آج ، لب : و اين ديو .