تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
* ( فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ ) * ، التّقدير : فطفق يمسح مسحا ، يقال : طفق يفعل كذا و جعل يفعل كذا و اخذ يفعل كذا ، يعنى اشتغل به . و از اخوات كاد باشد در استعمال ، نه در معنى . * ( بِالسُّوقِ ) * ، ابن كثير تنها به همزه خواند و باقى قرّا بىهمزه ، و در معنى او خلاف كردند . بعضى گفتند : مراد آن است كه اسپان را پى بكرد و بكشت ، من قولهم : مسح علاوته اذا ضربها بالسّيف ، اين عبارت باشد از پى كردن و كشتن ، نه بر وجه عقوبت ، بر ( 1 ) وجه كفّارت و قربت و گوشت او به صدقه دادن . عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه دست به ساق و گردن ايشان فرو مىماليد بر سبيل اكرام و محبّت . ابو مسلم گفت : ساق ( 2 ) و گردن ايشان از گرد بر وجه كرامت . و مسح ، غسلى باشد خفيف من قولهم : تمسّحت للصّلاة . بعضى دگر گفتند : وقف كرد در سبيل خداى و ره جهاد . و گردن و ساق ايشان بداغ كرد علامت را ، و اين مسح عبارت است از آن . * ( وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ ) * ، حق تعالى گفت : ما امتحان كرديم سليمان را ، * ( وَأَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّه جَسَداً ) * ، و تنى بر كرسىّ او افگنديم . * ( ثُمَّ أَنابَ ) * ، پس او رجوع كرد با ما و با درگاه ما گريخت . در اين امتحان و جسد خلاف كردند : قصّاص جهّال گفتند از وهب و [ 96 - پ ] جز او كه : سبب امتحان سليمان آن بود كه او در بعضى غزوات زنى را از دختران ملوك به بردگى بياورد ، و زن سخت بجمال بود و سليمان او را سخت دوست داشت ( 3 ) و او با سليمان نمىساخت و پيوسته مىگريست . سليمان او را گفت : يا هذه ! به از اين ملكى مىخواهى و به از من مردى ؟ گفت : اين نيك است و لكن مرا خيال پدر در چشم است و از چشم ( 4 ) بنمىشود ، اگر خواهى تا من متسلَّى شوم بفرماى تمثال ( 5 ) پدرم به صورت كنند ( 6 ) تا من در او مىنگرم و دل خوش مىباشم . او گفت : روا باشد . او گفت : روا باشد . بفرمود تا بكردند و آن زن با جماعتى كنيزكان خود آن تمثال را مىپرستيدند و سجده مىكردند او را چهل روز ، و
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : بل بر . ( 2 ) - دا ، آج ، لب : بشست ساق و . ( 3 ) - دا : مىداشت . ( 4 ) - دا ، آج ، لب : چشم من . ( 5 ) - اساس : مثلى ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد . ( 6 ) - دا : به صورتى بكنند ، آج ، لب : صورتى كنند .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 276 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي