و اليسع را و ذو الكفل را و همه از نيكان بودند .
اين ياد كردى است و پرهيزكاران ( 1 ) باشد نيكو بازگشتن .
[ 95 - ر ] بهشتها مقام گشاده براى ايشان درها .
تكيه زده در آن جا مىخوانند در آن جا ميوهء بسيار و شراب .
و نزديك ايشان باشند چشم كشيدگان ( 2 ) همسران .
اين آن است كه وعده مىدهند شما را براى روز شمار .
اين روزى ماست ، نباشد آن را بن در آمدن ( 3 ) .
اين و نافرمانان را بتر بازگشتن ( 4 ) باشد .
در دوزخ كه به او ملازم باشند ، بد جاى است .
اين ، بچشى ( 5 ) اين را آب گرم و خون و ريم .
و ديگرى از مانند او زنانى جفتانى .
اين گروهىاند در - شونده با شما ، فراخ مباد ايشان را كه ايشان ملازم آتش دوزخاند .
گويند : بل شما فراخى مباد شما را ، شما تقديم كردى [ او را ] ( 6 ) براى ما ، بد جاى است .
گويند : خداى ما ! هر كه آورد ما را اين ، بيفزاى او را عذاب دو چندان در دوزخ .
گويند : چيست ما را كه نمىبينيم مردانى را كه بشمرديم ( 7 ) ايشان را از بدان .
هامش
( 1 ) - دا : پرهيزكاران را .
( 2 ) - دا : چشم كشندگان .
( 3 ) - دا : به رسيدن .
( 4 ) - دا : بترين باز گشتى .
( 5 ) - كذا : در همه نسخه بدلها ، فعل امر غايب است ، به معنى « بچشند » لكن گاه به صورت امر حاضر معنى مىشود چه از باب تنفّر و انزجار و چه از باب تعظيم .
( 6 ) - اساس و ديگر نسخه بدلها : ندارد ، از چاپ شعرانى افزوده شد .
( 7 ) - دا : كه بوديم مىشمرديم .