عبد اللَّه عبّاس گفت ، مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ؟ دوش من در خواب ديدم كه در زير درختى نماز مىكردم ، پنداشتم تا سورة السجده مىخواندمى ( 1 ) ، چون به جاى سجده رسيدم ، سجده كردم ، درخت با من سجده كرد ، شنيدم كه در سجده مىگفت : اللَّهمّ اكتب لي عندك بها اجرا و اجعلها لي عندك ذخرا وضع عنّي بها وزرا و اقبلها منّي كما قبلت من عبدك داود . عبد اللَّه عبّاس گفت : رسول - عليه السّلام - هم آن ساعت سورت سجده بخواند و به جاى سجده رسيد سجده بكرد و اين دعا كه آن مرد خواند ، هم چونان ( 2 ) بخواند .
قوله : * ( يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ) * ، گفت : اى داود ! ما تو را خليفه كرديم در زمين ، ميان مردمان حكم به حق كن ، * ( وَلا تَتَّبِعِ الْهَوى ) * ، و پى هوا مرو كه تو را گمراه كند ( 3 ) از ره خداى تعالى ، * ( إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * ، آنان كه از ره خداى گمراه شوند و عدول كنند و بر فرمانها او كار نكنند ( 4 ) ، * ( لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ ) * ، ايشان را عذابى سخت باشد به آنچه فراموش كرده باشند روز شمار [ 94 - ر ] .
آنگه خلق را تذكّر ( 5 ) كرد ، گفت : * ( وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ) * ، گفت : ما آسمان و زمين و آنچه در ميان آن است به باطل نيافريديم ، بل به حق آفريديم تا خلايق را در او منافع دينى و دنياوى باشد . * ( ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، اين ، گمان كافران است كه ، عبث كنم ( 6 ) و كار باطل . واى بر كافران از عذاب دوزخ ! آنگه هم بر سبيل تنبيه و تذكير گفت ( 7 ) : * ( أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ ) * ، گفت : گمان مىبرند اين كافران كه من مؤمنان را كه عمل صالح كنند چون مفسدان خواهم كردن ( 8 ) [ در زمين يا ميان ايشان
هامش
( 1 ) - دا : مىخوانم .
( 2 ) - دا : هم چنان ، آج ، لب : همچنين .
( 3 ) - دا : كنند .
( 4 ) - اساس : كنند ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 5 ) - دا : تذكير .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : من عبث كنم .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : فرمود .
( 8 ) - دا : خواهم كرد .