أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ( 1 ) . . . و اين تأويل ( 2 ) لايق است ، ردّا لقولهم : * ( أَ أُنْزِلَ عَلَيْه الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا ) * . آنگه وصف كرد خداى را به آن كه عزيز و بخشنده است .
* ( أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُما ) * ، گفت : يا ايشان راست ملك و پادشاهى آسمان و زمين و آنچه در ميان آن است از ممالك ، * ( فَلْيَرْتَقُوا فِي الأَسْبابِ ) * ، بايد تا بر آسمان شوند به نردبانها . صورت امر است و مراد توبيخ و تعجيز . و گفتند :
مراد به اسباب رسنهاست ، و گفتند : مراد درهاى آسمان است و راههاى او . و اصل سبب هر چيزى باشد كه به آن ( 3 ) به كارى رسند ، رسن را و پايهاى ( 4 ) نردبان ( 5 ) براى آن سبب خوانند كه به او به چيزى رسند ، يعنى ، بگو تا بر آسمان شوند و حكم نبوّت بگردانند و پيغامبرى به آن كس دهند كه ايشان خواهند .
* ( جُنْدٌ ما هُنالِكَ ) * ، در « ما » دو قول گفتند ، يكى آن كه : ابهامى ( 6 ) است ، كقولهم :
لامر ما جدع قصير انفه و لامر ما فعلت هذا . قال :
لامر ما يسوّد من يسود
و قولى دگر آن است كه : « ما » ، زيادت است ، چنان كه : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّه ( 7 ) . . . و * ( هُنالِكَ ) * ، اشارت باشد به جاى دور ، و هنا اشارت به جاى نزديك ، و هناك اشارت به جاى ميانه ، و مثله : ذا ، و ذاك ، و ذلك .
* ( مَهْزُومٌ ) * ، اى مغلوب ، گفت : هؤلاء الملاء الَّذين يقولون هذا القول جند مهزوم ، اينان كه اين قول گفتند ، لشكرىاند مغلوب ، مهزوم از جملهء لشكرهاى كفّار ، و تو اى محمّد ! مظفّر و منصور خواهى بودن بر ايشان ، و اين اشارتى ( 8 ) بود كه خداى تعالى داد رسول را به نصرت و ظفر و هزيمت اعداى او ، و مثله قوله : سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ( 9 ) ، تأويل آيت روز بدر پديد آمد .
آنگه براى تسلَّى رسول - عليه السّلام - گفت :
هامش
( 1 ) - سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 32 .
( 2 ) - دا : تأويلات .
( 3 ) - دا : به او ، آج ، لب : با او .
( 4 ) - پايهاى / پايههاى .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : نردبان را .
( 6 ) - آج ، لب : ايهامى .
( 7 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 159 .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : بشارتى .
( 9 ) - سورهء قمر ( 54 ) آيهء 45 .