خدا از ما اين مىخواهد . و بر اين قول مشركان جبر گفته باشند تا مع كفرهم قدرى باشند . و بعضى دگر گفتند : « هذا » اشارت است به كار رسول و دين او ، يعنى ، آن كارى است كه براى او خواسته و ساختهاند ، از آن مىرود او را .
* ( ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الآخِرَةِ ) * ، ما نشنيديم اين حديث در دين آخرينان .
عبد اللَّه عبّاس و كلبى و قرظى و مقاتل گفتند : مراد ترساى است براى آن كه ترسايان به يك خداى نگويند ، سه ( 1 ) خداى گويند . مجاهد و قتاده گفتند يعنى : ملَّت خود و روزگار خود و دين قريش . * ( إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ ) * [ ان ، به معنى « ماى نافيه » است ، گفتند : نيست اين كه محمّد مىگويد ، * ( إِلَّا اخْتِلاقٌ ) * ] ( 2 ) ، و هو افتعال من الخلق ، و آن دروغ فرو بافتن باشد ، يقال : هذا كلام مخلوق و مختلق و مخترق و مخترع ، اذا كان كذبا ، او مضافا الى غير قائله ، يعنى ، محمّد اين دروغ مىگويد بر خداى . و اشارت در « هذا » به قرآن است براى اين ايهام روا نداشتيم كه قرآن را مخلوق خوانند جز كه قرينهاى گويند با او كه بدانند كه مراد به مخلوق محدث ( 3 ) است تا وصف نكرده ( 4 ) باشند قرآن را به آن كه مشركان گفتند ، و مثله قوله : إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الأَوَّلِينَ ( 5 ) [ 90 - ر ] .
* ( أَ أُنْزِلَ عَلَيْه الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا ) * ، آنگه بر سبيل انكار و تعجّب گفتند : اين ذكر قرآن ( 6 ) است از ميان ما همه بر او فرود آمد ؟ چه اختصاص بود او را به اين ؟ آنگه خداى تعالى گفت : * ( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي ) * ، ايشان در شكّاند از ذكر من و وحى من ، * ( بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ ) * ، بل ايشان عذاب من نچشيدهاند ، چه اگر خبر داشتندى از عذاب من ، اين نگفتندى . و قوله : * ( عَذابِ ) * ، اراد عذابى ، اكتفا كرد از « يا » بكسرهء با .
* ( أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ) * ، يا نزديك اين كافران است خزينهاى ( 7 ) رحمت خداى و نعمت او . و گفتند : مراد به * ( رَحْمَةِ ) * ، نبوّت است ، و مثله قوله :
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : به سه .
( 2 ) - اساس و آب ، افتادگى دارد ، از دا ، افزوده شد .
( 3 ) - دا : محدثى .
( 4 ) - در اساس تكرار شده است .
( 5 ) - سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 137 .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : كه قرآن .
( 7 ) - خزينها / خزينهها .