و « مناص » ، مصدر است به منزلت مقام ، و در جز اين جاى شايد كه موضع بود .
عبد اللَّه عبّاس گفت : كفّار مكّه چون قتال كردندى و كار سخت شدى بر ايشان ، گفتند ( 1 ) : مناص ، يعنى ، بگريزى . چون روز بدر عذاب به ايشان ( 2 ) فرود آمد ، بر عادت گفتند : مناص ، خداى تعالى آيت فرستاد : * ( وَلاتَ حِينَ مَناصٍ ) * .
* ( وَعَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ ) * ، گفت ( 3 ) : عجب داشتند از آن كه پيغامبرى ترساننده و اعلام كننده به ايشان آمد هم از ايشان . * ( وَقالَ ) * ( 4 ) * ( الْكافِرُونَ ) * ، كافران گفتند : اين جادوى دروغزن است .
* ( أَ جَعَلَ الآلِهَةَ إِلهاً واحِداً ) * ، گفت ( 5 ) : سبب نزول آيت آن بود كه ، چون جماعت مشركان يك يك و دو دو در اسلام مىآمدند ، مشركان مكّه برخاستند و پيش ابو طالب شدند و گفتند : تو سيّد مايى و رئيس مايى و اين پسر برادرت كار بر ما تنگ كرد ، خويشان ( 6 ) و اتباع ما را بفريفت . ابو طالب رسول ( 7 ) را حاضر كرد و بر سبيل وساطت ميان ايشان سخنى مىگفت . رسول - عليه السّلام - گفت : از من چه التماس مىكنى ؟ گفتند : خدايان ما را رها كن و ذكر ايشان به بدى مكن . رسول - عليه السّلام - گفت : بر شما چه زيان است كه مساعدت مى ( 8 ) كنى به يك كلمت كه به آن كلمت عرب و عجم شما را منقاد شوند ؟ ابو جهل گفت : ما تو را به ده كلمت مساعدت كنيم ، اين آسان است ( 9 ) . آن [ 89 - پ ] كلمت كدام است ؟ گفت :
آن كه بگويى ( 10 ) : ( لا إله الا الله ) . چون اين بشنيدند ( 11 ) ، برميدند و گفتند : * ( أَ جَعَلَ الآلِهَةَ إِلهاً واحِداً ) * ، خدايان بسيار را يكى مىكنند ( 12 ) محمّد ، اين همه خلايق را يك خداى كجا كفايت باشد ؟ * ( إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ ) * ، اين كارى سخت عجب است ! و
هامش
( 1 ) - دا ، آج : گفتندى ، لب : و گفتندى .
( 2 ) - آج ، لب : بر ايشان .
( 3 ) - آج ، لب : گفتند .
( 4 ) - اساس و جميع نسخه بدلها : فقال ، با توجّه به ضبط قرآن چاپى تصحيح شد .
( 5 ) - دا ، آج : گفتند .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : و خويشان .
( 7 ) - آج ، لب : حضرت رسول .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : من .
( 9 ) - دا : آسانتر .
( 10 ) - آج ، لب : گفت : بگوييد كه .
( 11 ) - دا : شنيدند .
( 12 ) - كذا در اساس و آب ، دا : مىكند ، آج ، لب : يكى خداى مىكند .