تفسير از رسول - عليه السّلام - روايت كردند . * ( ما لَها مِنْ فَواقٍ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت :
ما لها من رجوع ، ايشان را پس از آن رجوع نباشد با دنيا . والبى گفت : من ترداد ، ايشان را آمد شد نباشد . مجاهد گفت : من نظرة ، ايشان را مهلت نباشد . و در او دو لغت است : فتح فا و ضمّش ، ضمّ لغت تميم است ، و قراءت حمزه و كسائى و خلف و يحيى و اعمش . و فتح ، لغت قريش است و قراءت باقى قرّا . كسائى گفت : اين دو لغت است به يك معنى ، كما يقال : جمام الملوك و جمامه ، و قصاص الشّعر و قصاصه ، و ديگران گفتند : فواق ( 1 ) ديگر است و فواق ديگر . فرّا و ابو عبيده ( 2 ) و مؤرّج گفتند : فواق به فتح ، به معنى راحت و افاقت است ، كالجواب من الاجابة ، يعنى ، ايشان را راحتى نباشد و افاقتى چنان كه بيمار ( 3 ) بود از علَّت ، و فواق به ضمّ مقدار ما بين الحلبتين ( 4 ) ، و آن آن باشد كه شتر را به دو شد ( 5 ) ، يك ساعت رها كند تا پارهاى شير در پستانش گرد آيد ، آنگه به دو شد يعنى [ 90 - ر ] ايشان را مهلت نباشد به مقدار فواق ناقهاى ، و اين عبارت باشد از مدّت اندك . و
قال النّبى - عليه السّلام - : من رابط فواق ناقة فى سبيل اللَّه حرّم اللَّه جسده على النّار
، گفت : هر كس كه ( 6 ) در سبيل خداى مرابطه كند به مقدار فواق ناقهاى ، خداى تعالى تن او بر آتش دوزخ حرام كرده كند ( 7 ) .
* ( وَقالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ ) * ، گفتند اين كافران كه : بار خداى ما ! تعجيل كن براى ما نامهء عمل ما پيش روز قيامت . سعيد جبير گفت از عبد اللَّه عبّاس ، و قال : القطَّ الصّحيفة ، گفت : قطَّ صحيفهء عمل باشد . ابو العاليه و كلبى گفتند : چون خداى تعالى در سورة الحاقّه بگفت : فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه ( 8 ) . . . ، وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِشِمالِه ( 9 ) . . . ، ايشان بر سبيل استهزا گفتند : * ( عَجِّلْ لَنا قِطَّنا ) * ، اين نامه كه وعده دادى به قيامت تعجيل كن ما را در دنيا . حسن بصرى و
هامش
( 1 ) - آج ، لب : موافق .
( 2 ) - اساس : ابو عبيد ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 3 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : را .
( 4 ) - آج ، لب : حليبتين .
( 5 ) - دا : بدوشند .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : كه او .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : حرام كند .
( 8 ) - سورهء حاقّه ( 69 ) آيهء 19 .
( 9 ) - سورهء حاقّه ( 69 ) آيهء 25 .