قتاده و سدّى گفتند : قطَّنا ، اى عقوبتنا ، عقوبت ما تعجيل كن در دنيا . عطا گفت ، اين آن است كه نضر بن الحارث گفت ، اللَّهمّ ان كان [ هذا ] ( 1 ) هو الحقّ من عندك فامطر علينا حجارة من السّماء او ائتنا به عذاب اليم ( 2 ) . و خداى در شأن او بفرستاد : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ، لِلْكافِرينَ ( 3 ) . سعيد جبير گفت : يعنى حظ و نصيب ما از بهشت تعجيل كن . فرّا گفت : قطَّ ، در كلام عرب « خطَّ » ( 4 ) باشد و چك ( 5 ) را از اين جا قطَّ گويند . ابو عبيده و كسائى گفتند : قطَّ ، خطَّى ( 6 ) باشد كه كسى را بر نويسند به عطايى . و قال الاعشى ( 7 ) .
و لا الملك النّعمان يوم لقيته
بغبطته يعطى القطوط و يأفق
اى ، يفضل و يعلو ، يقال : فرس افق و ناقة افقة اذا فضلا على غيرهما . مجاهد گفت : قطَّنا حسابنا ، حساب ما تعجيل كن . و كتاب شما را قطَّ گويند و اصل كلمت از كتابت است ، يقال : خطَّ ( 8 ) الكتاب و قطَّه ( 9 ) . و قياس چنان ره مىنمايد كه قط ، قطع باشد ، و القطَّ فعل منه به معنى مفعول ، براى آن كه آن خطَّ ( 10 ) يا برات كه بنويسند ببرند از اصل كاغذ ، و القطَّ القطع بالعرض ، و القد القطع بالطَّول . و منه قول ابن عبّاس : كانت ضربات على ابكارا اذ استطال قدّ و اذا اعترض قطَّ .
آنگه رسول را - عليه السّلام - گفت : صبر كن بر گفتار و ايذاى ايشان ، گفت :
* ( اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ ) * ، صبر كن بر آنچه ايشان مىگويند ، * ( وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ ) * ، و بندهء ما را داود را - كه خداوند قوّت بود - ياد كن . و گفتند : يعنى قوى بود در عبادت . * ( إِنَّه أَوَّابٌ ) * ، كه او توبه كننده و باز آينده بود هر وقت و هر ساعت توبه نو كردى ( 11 ) .
سعيد جبير گفت : * ( أَوَّابٌ ) * ، به لغت حبش ، مسبّح باشد . ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : زرقهء چشم خجسته باشد ، و داود - عليه السّلام - از رق -
هامش
( 1 ) - اساس و آب ، ندارد ، با توجه به قرآن كريم و ديگر نسخهها افزوده شد .
( 2 ) - سورهء انفال ( 8 ) آيهء 32 .
( 3 ) - سورهء معارج ( 7 ) آيهء 1 .
( 6 - 4 ) - اساس : حظ ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 5 ) - آج ، لب : حبك .
( 7 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : شعر .
( 10 - 8 ) - اساس : حظَّ ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 9 ) - آج ، لب : قطَّ .
( 11 ) - آج ، لب : بكردى .