پسران ، براى خود اختيار دختر كرد ، براى شما اختيار پسر . بهتر شما را داد و بتر ( 1 ) براى خود خواست .
آنگه هم بر سبيل انكار گفت : * ( ما لَكُمْ ) * ، چه بوده است شما را ؟ * ( كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) * ، و اين حكم چگونه مىكنى ؟ چه در حكمت روا نبود كه حكيم با آن كه داند و شناسد ، اختيار بد كند بر نيك با آن كه به أدلَّهء عقل درست شده است كه محال است كه او را فرزند باشد ، چه فرزند آن را باشد كه او را زن باشد و زن آن را بايد كه او مشتهى بود ، و شهوت آن را باشد كه او ( 2 ) جسمى باشد محتاج . و خداى جلّ جلاله [ 85 - پ ] از اين منزّه است . و قوله : * ( أَصْطَفَى ) * ، همزهء مفتوحه همزهء استفهام است و « الف » افتعال حذف كرد تا دو همزه مجتمع نشود . اصل او « اصتفى » بوده است ( 3 ) ، افتعل ، الَّا آن است كه « تا » با « طا » كردند تا مناسب باشد صاد را در استعلا و اطباق .
* ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ، هيچ انديشه نمىكنى ؟
* ( أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ ) * ، يا شما را حجّتى هست روشن بر اين دعوى كه مىكنى ؟
فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، كتاب خود به يارى اگر راست مىگويى . و اين براى ظهور عجز ايشان مىگويد چون اين ( 4 ) معنى در هيچ كتاب نباشد ، ايشان منقطع الحجّه شوند .
* ( وَجَعَلُوا بَيْنَه وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً ) * ، گفت اين كافران جز اين كه گفتند كه فريشتگان دختران ( 5 ) خدايند ، گفتند : خداى را با جنيّان نسبتى هست .
حسن بصرى گفت : نسبت آن بود كه گفتند [ شيطان را در عبادت به شريك خداى كردند . بعضى ديگر گفتند : مراد آن است كه ] ( 6 ) ايشان گفتند خداى تعالى از جنّيان زنى كرده است . و بعضى دگر گفتند : مراد به جن در آيت ، فريشتگاناند و
هامش
( 1 ) - آج ، لب : بدتر .
( 2 ) - آج ، لب : او را .
( 3 ) - دا ، آج ، لب : افزوده : بر وزن .
( 4 ) - آج ، لب : ندارد .
( 5 ) - آج ، لب : دختر .
( 6 ) - اساس و آب ، ندارد ، دا ، مشوش است ، از آج افزوده شد .