ايشان را براى آن جن خواند ( 1 ) كه از چشم ما پوشيدهاند چون ديوان . و بر اين قول نسبت اين است كه گفتند : الملائكة بنات اللَّه .
آنگه گفت : * ( وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ) * . مجاهد گفت : معنى آن است كه جنّيان دانند كه ايشان را به حسابگاه ( 2 ) حاضر خواهند كردن . سدّى گفت : معنى آن است كه جنّيان دانند كه قايلان اين مقالت به عذاب دوزخ حاضر خواهند بودن ( 3 ) .
آنگه حق تعالى خويشتن را از اين تنزيه كرد ، گفت : * ( سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يَصِفُونَ ) * ، منزّه است او از اين اوصاف كه ايشان مىگويند .
آنگه استثنا كرد از اين ( 4 ) آنان را كه اين نگفتند ( 5 ) ، * ( إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ ) * ، الَّا بندگانى خداى را مخلص .
آنگه گفت : * ( فَإِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ ) * ، شما كه مشركانى و معبودان شما كه بتان و اصناماند .
* ( ما أَنْتُمْ عَلَيْه بِفاتِنِينَ ) * ، شما همه به يك جاى اينان را به فتنه و كفر و ضلال نبرى و مفتون و مغرور نكنى الَّا آن كس را كه اهل دوزخ باشد ، يعنى الَّا شقيّى دوزخيى كه اختيار دوزخ كرده باشد بر بهشت . در سابق علم ما رفته باشد كه او اهل دوزخ باشد و ملازم عذاب دوزخ خواهد بودن ، به غرور شما مغرور نشود و به فتنهء [ شما مفتون ] ( 6 ) و به اضلال شما ضالّ . و فتنته ( 7 ) و افتنته ، هر دو لغت است . اوّل لغت حجاز است ، دوم لغت نجد .
* ( وَما مِنَّا إِلَّا لَه مَقامٌ مَعْلُومٌ ) * ، آنگه گفت بگو اى جبريل محمّد را تا اين كافران را بگويد كه : هيچ فريشتهاى نيست از جملهء فريشتگان و الَّا او را مقامى ( 8 ) هست و جايى و پايهاى و منزلتى كه از آن جا تعدّى [ 86 - ر ] نيارد كردن . و آن كه چنين باشد ، بندهاى باشد مقرّب مربوب واقف عند حدّ خود ، او نه ( 9 ) خداى باشد و نه دختر و
هامش
( 1 ) - آج ، لب : خوانند .
( 2 ) - اساس : حساب گناه ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 3 ) - آج ، لب : آمدن .
( 4 ) - دا ، آج ، لب : اينان .
( 5 ) - لب : بگفتند .
( 6 ) - از دا ، افزوده شد .
( 7 ) - آج ، لب : فتنه .
( 8 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : معلوم .
( 9 ) - آج ، لب : و نه .